پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۰۶

مرغی که پر افشاند به گلزار خیالش

پرواز سپردند به مقراض دو بالش

سرگشتگی ذره ز خورشید عیان است

ای غافل حالم نظری‌ کن به جمالش

در غنچهٔ دل رنگ بهار هوسی هست

ترسم که شکستن ندهد عرض کمالش

چون لاله به حسنی نرسد آینهٔ دل

تا داغ خیالت نشود زینت خالش

زین گونه که هر لحظه جمال تو به رنگیست

آیینهٔ ما چند دهد عرض مثالش

هرذره‌که آید به نظر برق رم ماست

عالم همه دشتی‌ست که ماییم غزالش

از الفت دل نیست نفس را سر پرواز

این موج حبابی‌ست‌گره در پر و بالش

مخمل‌صفت اظهار قماشی که تو داری

خوابی‌ست که تعبیر نمایی به خیالش

هر چند برون جستن از این باغ محالست

دامن به هوا می‌شکند سعی نهالش

از عاجزی بیدل بیچاره چه پرسی

نقش قدمت بس بود آیینهٔ حالش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۰۸چو دریابد کسی رنگ ادای چشم خود کامش
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۰۹عبارت مختصر تا کی سوال وصل پیغامش
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۱۰کلاه نیست تعین ‌که ما ز سر فکنیمش
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۱۱بی‌نشان حسنی که جز در پرده نتوان دیدنش
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۱۲دل به هجران صبر کرد اما فزون شد شیونش
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۱۳تماشایی که من دارم مقیم چشم حیرانش
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۱۴جفا جویی که من دارم هوای تیر مژگانش‌
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۱۵ز برق بی‌نیازی خنده‌ها دارد گلستانش
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.