پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۸۸

ز صبح طلعتش آیینهٔ دل را صفا بنگر

ز شام طره‌اش چون شب دلیل بخت ما بنگر

به ‌کشت صبر ما برق نگاهش را تماشا کن

ز چین ابرویش دندانهٔ داس بلا بنگر

به پای زلف از هر حلقه خلخالی تماشاکن

به دست نرگس بیمارش از مژگان عصا بنگر

غبار خاطر خورشید از خطش برون آمد

به باغ دلفریبی شوخی این سبزه را بنگر

به جای خنده‌های غفلت ‌گل درگلستانها

ز موج اشک بلبل در گلستان حیا بنگر

نشان مردمی بیدل چه جویی از سیه‌چشمان

وفا کن پیشه و زین قوم آیین جفا بنگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۹۰نمی‌گویم به گردون سیر کن یا بر هوا بنگر
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۹۱به خود آنقدر کر و فر مچین که ببنددت پی کین کمر
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۹۲قد خمیده ندارد به غیر ناله حضور
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۹۳نکرد ضبط نفس راز وحشتم مستور
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۹۴حکم دل دارد ز همواری سر و روی‌ گهر
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۹۵به صفحه‌ای‌ که حدیث جنون‌ کنم تحریر
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۹۶زهی ز روی تو آیینه آفتاب میر
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۹۷غبار فرصت از این خاکدان وهم مگیر
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.