پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

رباعیات

شمارهٔ ۱۴۰

با دل گفتم چو دلبری بگزیدی

بنشین و بگو که با منش چون دیدی؟

دل گفت که از تو جان طمع می دارد

می دان تو و این سخن ز من نشنیدی

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۴۲ای دل! تو اگر ز رنج جان پرهیزی
  2. شمارهٔ ۱۴۳زان دل ز من ای سرو سهی! نستانی
  3. شمارهٔ ۱۴۴هر شب صنما! که رای زی خنده کنی
  4. شمارهٔ ۱۴۵یک دم به وصال با رهی ناسایی
  5. شمارهٔ ۱۴۶آنکس که به چهره بوستانیست تویی
  6. شمارهٔ ۱۴۷در معرکه شیر آتش انگیز تویی
  7. شمارهٔ ۱۴۸دل گفت مرا که آن بت از دلجویی
  8. شمارهٔ ۱۴۹ای غم! تو فراق من گزینی گویی
همه‌ی رباعیات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.