پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

مثنویات

شمارهٔ ۴ - اندرز به جوانان

مفریب ای بزرگوار پسر

دختری را ز مادر و ز پدر

زن کس را هم ای پسر مفریب

ورت بفریفت زن‌، ازو بشکیب

دزدی عرض و دزدی ناموس

بتر از دزدی زر است و فلوس

زر چو دزدی به جایش آید زر

زن چو دزدی فنا شود شوهر

هرکه عرض کسی دهد بر باد

دهر عرضش به باد خواهد داد

فیلسوفی عظیم و دانشمند

می‌شنیدم که گفت با فرزند

بهتر است از برای مرد جوان

یک درم دین ز صد درم وجدان

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۶ - جواب بهار به ادیب‌ السلطنهٔ سمعین «عطا»ای سمیعی رسید نامهٔ تو
  2. شمارهٔ ۷ - اندرز به شاهپادشها! چشم خرد باز کن
  3. شمارهٔ ۸ - شاه لئیمپادشهی بود به عهد قدیم
  4. شمارهٔ ۹ - شاه دل‌ آگاهقصهٔ شاهان جهان بیش و کم
  5. شمارهٔ ۱۰ - هدیهٔ تاگوردست خدای احد لم‌یزل
  6. شمارهٔ ۱۱ - جو یک مثقالیبود به کرمان‌، شهی از دیلمان
  7. شمارهٔ ۱۲ - بنای تخت‌جمشیدپادشه ملک‌ستان‌، داریوش
  8. شمارهٔ ۱۳ - موقوفه و موقوفه‌خوارگفتا موقوفه به موقوفه‌خوار
همه‌ی مثنویات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.