پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قصاید

شمارهٔ ۲۳۴ - تهران قبل از کودتا

ای مردم دلخون وطن‌، دغدغه تا کی

چون شه ز وطن دل بکند، دل بکن از وی

صد سال فزون رنج کشیدیم و ملامت

گشت ایران ویران و شد آباد ده ری

طی کرد ری از بغی و شقا، عزت ایران

ای ایران برخیز که شد عزت ری طی

شاهی است در این شهر که جز زر نشناسد

خلقی‌، که ندانند به جز چنگ و دف و نی

نسوانی پر شهوت و پر سوزنک وکوفت

مردانی بی‌همت و بی‌غیرت و لاشی

درباری ننگین و گدا و متملق

اعیانی‌، بدفطرت و دزد و دغل و غی

اعضای اداراتی‌، کور و کچل و لوس

احزاب و وزیرانی‌، شوم و بد و بدپی

مشروطه‌ پرستانش بی‌علم و خل و جلف

آزادی‌خواهانش‌، بی‌خون و رگ و پی

نه شیوهٔ ملیت و نه رسم تمدن

نه رابطهٔ طایفه‌، نه قاعده حی

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۲۳۶ - ذم ریاجل پیام فرستاد سوی کشور ری
  2. شمارهٔ ۲۳۷ - به یکی از وکلای مجلسای سید عراقی شغلی دگر نداری
  3. شمارهٔ ۲۳۸ - سکوت شبآشفت روز بر من، از این رنج جان گزای
  4. شمارهٔ ۲۳۹ - چگونه‌ای؟!هان ای فراخ عرصهٔ تهران چگونه‌ای
  5. شمارهٔ ۲۴۰ - شجاعت ادبیمردن اندر شجاعت ادبی
  6. شمارهٔ ۲۴۱ - زبان حال موسولینی دیکتاتور ایتالیا، قبل از فتح حبشهدر طوف حبش دیدم دی موسولینی می‌‎گفت
  7. شمارهٔ ۲۴۲ - صدر اصفهانگر که صدر اندر اصفهان نبدی
  8. شمارهٔ ۲۴۳ - قهر و آشتیای ماه دو هفته یاد ما کردی
همه‌ی قصاید ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.