پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قصاید

شمارهٔ ۲۴۱ - زبان حال موسولینی دیکتاتور ایتالیا، قبل از فتح حبشه

در طوف حبش دیدم دی موسولینی می‌‎گفت

کاین قطعه بدین خوبی مستعمره بایستی

ما ملت مفلس را نان و ماکارونی گشت

در سفرهٔ ایتالی کبک و بره بایستی

هیتلر به جوابش گفت کبک و بره لازم نیست

در سفره دیکتاتور نان و تره بایستی

بردست یکی سودان خوردستی یکی کنگو

ما را هم از افریقا سهمی سره بایستی

آریتره فرسخ‌ها دور است ز سومالی

پیوسته به سومالی آریتره بایستی

سلطان حبش گفتا انگل نبود لازم

گر نیز یکی باید انگلتره بایستی

بودم که ادن می‌گفت دیشب به امیرالبحر

بحریهٔ ما را کار چون فرفره بایستی

ایتالی ناکس را ثروت به خطر انداخت

این جثه به زیر قرض تا خرخره بایستی

دیروز امیرالبحر می گفت به چنبرلن

از بهر دفاع ملک مالی سره بایستی

این نیروی دریایی کافی نبود ما را

در قبضهٔ ما از مانش تا مرمره بایستی

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۲۴۳ - قهر و آشتیای ماه دو هفته یاد ما کردی
  2. شمارهٔ ۲۴۴ - پیام به وزیر خارجه انگلستانسوی لندن گذر ای پاک نسیم سحری
  3. شمارهٔ ۲۴۵ - تغزلپیمان‌شکن نگار من آن ترک لشکری
  4. شمارهٔ ۲۴۶ - تغزلبتا اگرچه به صورت تو زادهٔ بشری
  5. شمارهٔ ۲۴۷ - خزانمگر می‌کند بوستان زرگری
  6. شمارهٔ ۲۴۸ - گیهان اعظمبا مه نو زهره تابان شد ز چرخ چنبری
  7. شمارهٔ ۲۴۹ - شاعری در زندانآنچه در دورهٔ ناصری
  8. شمارهٔ ۲۵۰ - شکایتپشت مرا کرد ز غم چنبری
همه‌ی قصاید ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.