پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قصاید

شمارهٔ ۲۳۱ - گرسنه

شاها تا کی بود بهار گرسنه

خائن سیر و درستکار گرسنه‌؟

خرمگس و عنکبوت و پشه و زنبور

آن همه سیرند و نوبهار گرسنه

آنکه کند سفلگی شعار، بود سیر

وانکه کند راستی شعار، گرسنه

سکهٔ قلب خراب سیر ولیکن

شمش زر کامل‌العیار گرسنه

دشتی و زوار و شیروانی سیرند

لیک تقی‌زاده و بهار گرسنه

کوشش و ایران غنی و سیر ولیکن

صد چو خلیلی به هر کنار گرسنه

یک نفر از پرخوری کند قی و پیشش

ضعف نموده است صد هزار گرسنه

دزد وطن هست سیر و آن که همه عمر

بهر وطن بوده جان نثار گرسنه

آن که بود چاپلوس و جاهل و بی‌دین

هیچ نماند به روزگار گرسنه

وان که تملق نگفت و در همه حالی

مسلک خود کرد آشکار، گرسنه

دشمن ایران به یک قرار بود سیر

ملت ایران به یک قرار گرسنه

وای به باغی که جغد و زاغ در آن سیر

لیک بود قمری و هزار گرسنه

سیران مستوجب عنایت شاهند

لیکن مستوجب فشار، گرسنه

هیچ ندیدم خدای را که گذارد

عبد ضعیف گناهکار گرسنه

گرسنگی لازم است لیک روا نیست

بیشتر از حد انتظارگرسنه

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۲۳۳ - حریق آملخاکِ آمل شده در زیرِ پیِ آتش‌، طی
  2. شمارهٔ ۲۳۴ - تهران قبل از کودتاای مردم دلخون وطن‌، دغدغه تا کی
  3. شمارهٔ ۲۳۵ - بهشت و دوزخخوش گفت این حدیث که شرطست کآدمی
  4. شمارهٔ ۲۳۶ - ذم ریاجل پیام فرستاد سوی کشور ری
  5. شمارهٔ ۲۳۷ - به یکی از وکلای مجلسای سید عراقی شغلی دگر نداری
  6. شمارهٔ ۲۳۸ - سکوت شبآشفت روز بر من، از این رنج جان گزای
  7. شمارهٔ ۲۳۹ - چگونه‌ای؟!هان ای فراخ عرصهٔ تهران چگونه‌ای
  8. شمارهٔ ۲۴۰ - شجاعت ادبیمردن اندر شجاعت ادبی
همه‌ی قصاید ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.