پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قصاید

شمارهٔ ۱۹۰ - تغزل

گه فریضهٔ شام آن چراغ ترکستان

کنار من ز رخ خویش کرد لالستان

پی شکار دل و جان به غمزه و ابرو

کهی گشاده کمین وگهی گشوده کمان

به چرخ‌، برجیس از ماه روی او خیره

به‌باغ‌، نرگس در چشم‌مست اوحیران

به‌زیر لعل لب اندر دو رشته دندانش

چنان دورشتهٔ لولو به حقه مرجان

به زلف خم شده‌، دامی ولیک دام بلا

به‌ قد برشده‌، سروی ولیک سروروان

کسان به‌ترکستانش دهند نسبت و من

برآن سرم که کشم‌قبله سوی ترکستان

سخنش‌چیست‌عیان‌ودهانش‌چیست‌خبر

کمرش چیست‌یقین ومیانش‌چیست گمان

اگر سخن نسراید، پدید نیست دهن

وگرکمر نگشاید، پدید نیست میان

دو چشم سحرنمایش به‌ غمزه‌ غارت‌ دل

دولعل روح‌فزایش به‌خنده راحت جان

ز آب وتابش بی‌آب‌، لاله ونسرین

ز زلف وخطش بی‌تاب‌، سنبل وریحان

زتیره زلفش‌، روشن رخش چنان تابید

که ماه در شب میلاد حجهٔ یزدان

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۹۲ - دین و دولتمژده‌ که بگرفت جای از بر تخت کیان
  2. شمارهٔ ۱۹۳ - جزر و مد سعادتخواندیم در دفاتر و کردیم امتحان
  3. شمارهٔ ۱۹۴ - سردسیر درکهچون اوج گرفت مهر از سرطان
  4. شمارهٔ ۱۹۵ - دندان طمعدندان طمع کن که شود درد تو درمان
  5. شمارهٔ ۱۹۶ - زیان تازیانروزی رسد که آید پیکی ز هندوان
  6. شمارهٔ ۱۹۷ - نالهٔ بهار در زنداندردا که دور کرد مرا چرخ بی‌امان
  7. شمارهٔ ۱۹۸ - پیام به یاران تهرانای صبا رو به جانب تهران
  8. شمارهٔ ۱۹۹ - به یکی از معاندینای کسروی ای سفیه نادان
همه‌ی قصاید ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.