پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قصاید

شمارهٔ ۱۰۸ - پیشگویی

بهارا بهل تا گیاهی برآید

درخشی ز ابر سیاهی برآید

درین تیرگی صبر کن شام غم را

که از دامن شرق ماهی برآید

بمان تا درین ژرف یخ‌زار تیره

به نیروی خورشید راهی برآید

وطن چاهسار است و بند عزیزان

بمان تا عزیزی ز چاهی برآید

درین داوری مهل ده مدعی را

که فردا به محضرگواهی برآید

به بیداد بدخواه امروز سرکن

که روز دگر دادخواهی برآید

برون آید از آستین دست قدرت

طبیعت هم از اشتباهی برآید

برین خاک‌، تیغ دلیری بجنبد

وزین دشت‌، گرد سپاهی برآید

گدایان بمیرند و این سفله مردم

که برپشت زین پادشاهی برآید

نگاهی کند شه به حال رعیت

همه کام‌ها از نگاهی برآید

ز دست کس ار هیچ ناید صوابی

بهل تا ز دستی گناهی برآید

مگر از گناهی بلایی بخیزد

مگر از بلایی رفاهی برآید

مگر از میان بلا گرمگاهی

ز حلقوم مظلوم آهی برآید

مگر ز آه مظلوم گردی بخیزد

وزآن گرد صاحب‌کلاهی برآید

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۱۰ - پاسخ فرخشکر خداکه دوره غربت بسر رسید
  2. شمارهٔ ۱۱۱ - عدل مظفرکشور ایران ز عدل شاه مظفر
  3. شمارهٔ ۱۱۲ - بهاریهبگریست ابر تیره به دشت اندر
  4. شمارهٔ ۱۱۳ - روزه گشایشاد شد دوش ز دیدار من آن ترک پسر
  5. شمارهٔ ۱۱۴ - بهاریهمرا داد گل پیشرس خبر
  6. شمارهٔ ۱۱۵ - بوسهٔ عیدبه هوس بردم سی روز مه روزه بسر
  7. شمارهٔ ۱۱۶ - فتح الفتوحمکن حدیث سکندر که اندرین کشور
  8. شمارهٔ ۱۱۷ - در واقعهٔ بمباران آستانهٔ حضرت رضا (‌ع‌)بوی خون ای باد از طوس سوی یثرب بر
همه‌ی قصاید ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.