پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قصاید

شمارهٔ ۱۰۷ - راه عمل

نخلی که قد افراشت به پستی نگراید

شاخی که خم آورد دگر راست نیاید

ملکی که کهن گشت دگر تازه نگردد

چون پیر شود مرد، دگر دیر نپاید

فرصت‌مده از دست‌چو وقتی‌به کف افتاد

کاین مادر اقبال همه ساله نزاید

با همت و با عزم قوی ملک نگهدار

کز دغدغه و سستی کاری نگشاید

گر منزلتی خواهی با قلب قوی خواه

کز نرم‌دلی قیمت مردم نفزاید

با عقل مردد نتوان رست ز غوغا

اینجاست که دیوانگیئی نیز بباید

یا مرگ رسد ناگه و آسوده شود مرد

یا کام دل از شاهد مقصود برآید

راه عمل این است بگویید ملک را

تا جز سوی این ره، سوی دیگر نگراید

یاران موافق را آزرده نسازد

خصمان منافق را چیره ننماید

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۰۹ - به چه کارید؟ای معشر خودخواه منافق به چه کارید؟
  2. شمارهٔ ۱۱۰ - پاسخ فرخشکر خداکه دوره غربت بسر رسید
  3. شمارهٔ ۱۱۱ - عدل مظفرکشور ایران ز عدل شاه مظفر
  4. شمارهٔ ۱۱۲ - بهاریهبگریست ابر تیره به دشت اندر
  5. شمارهٔ ۱۱۳ - روزه گشایشاد شد دوش ز دیدار من آن ترک پسر
  6. شمارهٔ ۱۱۴ - بهاریهمرا داد گل پیشرس خبر
  7. شمارهٔ ۱۱۵ - بوسهٔ عیدبه هوس بردم سی روز مه روزه بسر
  8. شمارهٔ ۱۱۶ - فتح الفتوحمکن حدیث سکندر که اندرین کشور
همه‌ی قصاید ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.