پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قصاید

شمارهٔ ۱۰ - منقبت

دی دیدم آن نگار سهی قد را

بر رخ شکسته زلف مجعد را

در خوی گرفته عارض گلگون را

در می نهفته ورد مورد را

از جادوئی نهفته بلعل اندر

تابان دو رشته در منضد را

بگشوده بهر بستن کار من

بشکسته زلفکان معقد را

در تاب زلف و ابروی او دیدم

تیغ سلیل و درع مزرد را

گفتم ز دام زلف رهائی بخش

این خاطر پریش مقید را

گفتا دلت رها کنم ارگوئی

از جان و دل مدیح محمد را

سر خیل انبیا که صفات او

حیران نموده عقل مجرد را

حق از ازل به مهر و ولای او

با خلق بسته عهد مؤکد را

پیغمبران به مدرس فضل او

حاضر شوند خواندن ابجد را

با بغض او فریشته گر باشد

گو پذیره نار موقد را

ور زانکه با ولاش بود شیطان

گو کن گذاره خلد مخلد را

قانون نهاد و شرع پدید آورد

و آراست‌ملک و دولت سرمد را

قانون او گرفت همه گیتی

چون تندباد، وادی و فدفد را

وانکس که سر ز طاعت او برتافت

گردن نهاد تیغ مهند را

ایزد از او به خلق نمود امروز

احسان بی‌نهایت و بی‌حد را

فر قدوم فرخ او بشکست

آن کسروی بنای مشید را

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۲ - شکوه و تفاخرکَند از جا عاقبت سیلابِ چشمِ تر مرا
  2. شمارهٔ ۱۳ - دل بزه کاراز من گرفت گیتی یارم را
  3. شمارهٔ ۱۴ - به یاد وطن (لزنیه)مه کرد مسخر دره و کوه لزن‌ را
  4. شمارهٔ ۱۵ - فتح ورشوقیصر گرفت خطهٔ ورشو را
  5. شمارهٔ ۱۶ - در تهنیت عید قربان و مدح والی خراسانعید قربان آمد ای جان جهان قربان تو را
  6. شمارهٔ ۱۷ - غدیریهای که در هر نیکوئی آراسته یزدان تو را
  7. شمارهٔ ۱۸ - تاجگذاریبه سر بنهاد احمدشاه دیهیم کیانی را
  8. شمارهٔ ۱۹ - در وصف تگرگز میغ اندر جهد هزمان درخشا
همه‌ی قصاید ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.