پرش به محتوای اصلی
شیخ بهایی شیخ بهایی

نان و حلوا

بخش ۱۵ - فی ذم المتهمین بجمع أسباب الدنیا، المعرضین عن تحصیل أسباب العقبی

نان و حلوا چیست؟ اسباب جهان

کافت جان کهانست و مهان

آنکه از قربِ خدا دورت کند

وآنکه از راه هُدی کورت کند

آنکه خود را بر سر او باختی

وز ره تحقیق، دور انداختی

تلخ کرد این نان و حلوا کام تو

برد آخر، رونق اسلام تو

برکن این اسباب را از بیخ و بن

در دل، این نار هوس را سرد کن

آتش اندر زن در این حلوا و نان

وارهان خود را از این باد گران

از پی آن می‌دوی از جان و دل

وز پی این مانده‌ای چون خر به گل

الله الله، این چه اسلام است و دین

ترک شد آیین رب العالمین

جمله سعی‌ات، بهر دنیای دنی است

بهر عقبی، می‌ندانی، سعی چیست

در ره آن موشکافی، ای شقی

در ره این، کند‌فهم و احمقی

ادامه‌ی نان و حلوا

  1. بخش ۱۷ - فی ذم من یتفاخر بتقرب الملوک مع أنه یزعم الانخراط فی سلک أهل السلوکنان و حلوا چیست، دانی ای پسر؟
  2. بخش ۱۸ - حِکایَةُ العابِدِ الَّذي کانَ قوتُهُ العَلَفَ لِیَأْمنَ دینهُ مِنَ التَّلَفِنوجوانی از خواص پادشاه
  3. بخش ۱۹ - فی ذم المتمکنین فی المناصب الدنیویة للحظوظ الواهیة الدنیةنان و حلوا چیست؟ ای فرزانه مرد
  4. بخش ۲۰ - فی الترغیب فی حفظ اللسان و هو من احسن صفات الانساننان و حلوا چیست؟ قیل و قال تو
  5. بخش ۲۱ - فی ذم من تشبة بالفقراء لسالکین و هو فی زمرة اشقیاء الهالکیننان و حلوا چیست؟ این اعمال تو
  6. بخش ۲۲ - فیما یتضمن الاشارة الی قول سید الاوصیاء صلوات الله علیه و آله: «ما عبدتک خوفا من نارک و لا طمعا فی جنتک، بل وجدتک اهلا للعبادة فعبدتک»نان و حلوا چیست؟ ای نیکو سرشت
  7. بخش ۲۳ - فی التشویق الی الا قلاع عن ادناس دارالغرور و التشویق الی الارتماس فی بحر الشراب الطهوریا ندیمی ضاع عمری وانقضی
  8. بخش ۲۴ - فی نغمات الجنان من جذبات الرحماناشف قلبی، ایها الساقی الرحیم
همه‌ی نان و حلوا ←

شیخ بهایی درباره‌ی شیخ بهایی

بهاء الدین محمد عاملی مشهور به شیخ بهایی از دانشمندان بنام عهد شاه عباس صفوی است. وی در سال ۹۵۳ هجری قمری در بعلبک متولد شد. در ۱۳ سالگی همراه پدرش به ایران مهاجرت کرد. وی تألیفاتی به فارسی و عربی دارد که مجموعهٔ آنها به ۸۸ کتاب و رساله بالغ می‌شود. از آثار او می‌توان به کشکول، دیوان غزلیات، جامع عباسی (در فقه)، خلاصةا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.