پرش به محتوای اصلی
شیخ بهایی شیخ بهایی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹

به شهر عافیت، مأوی ندارم

بغیر از کوی حرمان، جا ندارم

من از پروانه دارم چشم تحسین

ز عشاق دگر، پروا ندارم

بهشتم می‌دهد رضوان به طاعت

سر و سامان این سودا ندارم

بهائی جوید از من زهد و تقوی

سخن کوتاه، من اینها ندارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱شبی ز تیرگی دل سیاه گشت چنان
  2. غزل شمارهٔ ۲۲تازه گردید از نسیم صبحگاهی، جان من
  3. غزل شمارهٔ ۲۳یک دمک، با خودآ، ببین چه کسی
  4. غزل شمارهٔ ۲۴مضی فی غفلة عمری، کذلک یذهب الباقی
  5. غزل شمارهٔ ۲۵ساقیا! بده جامی، زآن شراب روحانی
همه‌ی غزلیات ←

شیخ بهایی درباره‌ی شیخ بهایی

بهاء الدین محمد عاملی مشهور به شیخ بهایی از دانشمندان بنام عهد شاه عباس صفوی است. وی در سال ۹۵۳ هجری قمری در بعلبک متولد شد. در ۱۳ سالگی همراه پدرش به ایران مهاجرت کرد. وی تألیفاتی به فارسی و عربی دارد که مجموعهٔ آنها به ۸۸ کتاب و رساله بالغ می‌شود. از آثار او می‌توان به کشکول، دیوان غزلیات، جامع عباسی (در فقه)، خلاصةا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.