پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

حکایات

شمارهٔ ۱۱

یکی بتکده دیدم آنجا دگر

کزو شد جگرنات را خون جگر

به یک سوی لات و به یک سو منات

وز آن داغ بر سینهٔ مؤمنات

ز سیم و ز سیماب و ارزیز و زر

ز مس، ز آهن و سرب، هر پیشه‌ور

چو شیطان به اشکال روحانیان

بسی هیکل انگیخته در میان

تو گفتی شده جامه‌پوش از فلز

برهنه رقیبان این هفت دز

دگر اوستادان به نیرنگ و رنگ

بسی بت برآورده از عاج و سنگ

ز جزع و در و لعلشان ای عجب

بر آراسته چشم و دندان و لب

عجب تر که گویا و خندان شدند

همه رهزن هوشمندان شدند

تنی را به جان بار نگذاشتند

دریغا به تن جان اگر داشتند

عجم یافت حرمت ز بیت الصنم

بتان عرب شد نگون در حرم

بتان خطا و بتان چگل

ز غم دست بر سر، ز خوی پا به گل

ز اوثان، تهی گشت هندوستان؛

چو از خار و خس ساحت بوستان

بنام ایزد، اصنام آراسته

به آن دل‌فریبی که دل خواسته

تو گویی مه و مهر گرد سپهر

به شب ماه بودند و در روز مهر

به سرشان همه افسر نوذری

تراشیدهٔ تیشهٔ آزری

چو نسرین معطر، برو دوششان

چو پروین منور، در گوششان

ز لعل و گهر، بسته طوق و کمر

نشسته سراسر به کرسی زر

به حیرت ز دیدارشان بت‌پرست

به اخلاص بر سینه بنهاده دست

ز زنارها گردن هر شمن

مطوق چو قمری به صحن چمن

به روز و به شب برهمن‌زادگان

به خدمت ستاده چو آزادگان

سحر بر نیاورده سر آفتاب

به خاکش ز خوی ریختندی گلاب

ز عنبرفشان، زلف هر ماه‌وَش

در آن آستان گشته جاروب‌کَش

مگر از نگاه بتی سنگدل

شد از بت‌پرستان یکی تنگدل

به پا خاست ناگه خلیلی نهان

بیاراست ز آن بت شکستن جهان

فرود آمد آن بتکده در زمان

شده بت‌پرستان ز بت بدگمان

نشانی در آنجا ز بالا و پست

نماند از بت و بتگر و بت‌پرست

شکستند بت، بت‌پرستان همه

نشستند هشیار، مستان همه

صنم‌ها به زیر صنم‌خانه ماند

چو گنجی که در کنج ویرانه ماند

شد آن گنج پنهان و منزل خراب

که با خضر کی گیردش گل در آب؟!

ز تعمیر دیوار، خود برده رنج

رساند پدر مردگان را به گنج

ادامه‌ی حکایات

  1. شمارهٔ ۱۳چو محمود شه غازی غزنوی
  2. شمارهٔ ۱۴شنیدم که در آفتاب تموز
  3. شمارهٔ ۱۵ - و له فی الحکایتشنیدم که از گردش آسمان
  4. شمارهٔ ۱۶شنیدم که در عهد تیموریان
  5. شمارهٔ ۱۷ - حکایتشنیدم یکی از ملوک کیان
  6. شمارهٔ ۱۸ - حکایتامیری امارت خدا‌داده داشت
  7. شمارهٔ ۱۹ - حکایتشبانگاه برگشته بختی بخیل
  8. شمارهٔ ۲۰کشاورزی از روستای خجند
همه‌ی حکایات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.