پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

وصلت نامه

بخش ۱۱ - مطلب در تنبیه و ترغیب سالک

ای دل آخر یک دمی بیدار شو

یک زمان جویای وصل یار شو

ای دل آخر یک دمی بگذر ز جان

تا رسی اندر مقام لامکان

ای دل آخر یک دمی بگذر ز خود

تا رهی از ننگ و نام و نیک و بد

ای دل آخر بگذر از هر دو جهان

تا رسی در عالم عین و عیان

ای دل آخر بگذر از هر نیک و بد

حال در مانی ز عقل بی خرد

ای دل آخر بگذر از کون و مکان

چند بینی خویشتن رادر میان

ای دل آخر بگذر از حرص و هوس

تا نمانی اندر این ره باز پس

ای دل آخر بگذر ازکین و نفاق

تا نمانی در عذاب و در فراق

ای دل آخر بگذر از پندار و کین

تا رسی در قرب رب العالمین

ای دل آخر بگذر از جهل و گمان

تا ز نور عشق یابی صد نشان

ای دل آخر بگذر از سود و زیان

تا ز سودت برتر آید آن جهان

ای دل آخر بگذر از هستی و نیست

همچو برقی می‌رود در ره مایست

ای دل آخر بگذر از بخل و فساد

تا شوی در روز محشر شادشاد

ای دل آخر بگذر از بالا و پست

تا شوی در عشق جانان مست مست

ای دل آخر بگذر از خوف و رجا

تا نباشی در طریق ماجرا

ای دل آخر بگذر از قال و مقال

چند باشی در پی حال و محال

ای دل آخر بگذر از نقش و صور

چند باشی بت پرست ای بی‌خبر

ای دل آخر بگذر از راه گمان

چند باشی انرد این ره بدگمان

ای دل آخر بگذر از عقل فضول

چند باشی در پی رد و قبول

ای دل آخر بگذر از طامات خلق

چند باشی در پی حالات خلق

ای دل آخر بگذر از اسم و عمل

سر به باز و غوطه خور اندر وحل

ای دل آخر بگذر از راه ونشان

همچو مردان خدا شو بی‌نشان

ای دل آخر بگذر از لذاتها

تا بیابی لذتی بی‌منتها

ای دل آخر ترک کن گفتار را

تا بیابی عالم اسرار را

ای دل آخر ترک کن بیدار شو

آنگهی جویای وصل یار شو

ای دل آخر جان خود ایثار کن

پس برافکن پرده و دیدار کن

ای دل آخر خویشتن را کن فنا

تا بیابی در فنا عین بقا

ایدل آخر بگذر ای غیر خدا

احولی باشی چو بینی غیر را

غیر حق اندر جهان نبود پسر

بازشو اسرار بین صاحب نظر

غیر حق اندر دو عالم خود مبین

شک بسوزان و گذر کن در یقین

غیر حق اندر دو عالم نیست کس

در ره توحید این ارشاد بس

گر تو غیر حق ببینی در جهان

منکری باشی بسان کافران

گر تو غیر حق ببینی ای فقیر

هر زمان از جان بر آری صدنفیر

گر تو غیر حق ببینی ای فتا

در میان غیر گردی تو فنا

گر تو غیر حق ببینی ای جوان

میخ بر فرق تو باشد جاودان

گر تو غیر حق ببینی ای پسر

در قیامت حشر گردی کور و کر

گر تو غیر حق بینی در جهان

بازمانی از جمال جاودان

ادامه‌ی وصلت نامه

  1. بخش ۱۳ - شرحی از حکایت سلطان محمود با شیخ لقمان سرخسیبود سلطانی ورا محمود نام
  2. بخش ۱۴ - مطلب در صفت عشاق الهیجملهٔ مردان زخود فانی شدند
  3. بخش ۱۵ - الحکایات و الرموز و پرسیدن سالکی رمز عشق را از عارفی بهلول نامبود در بغداد مردی با خبر
  4. بخش ۱۶ - المقالة برهان المحققین شیخ لقمان قدس سرهشیخ لقمان از زمان بایزید
  5. بخش ۱۷ - و منه فی المناجاتمن ترا بینم ترا دانم ترا
  6. بخش ۱۸ - مطلب در سؤال راه عشق و ترغیب سالکاین چنین رفتند مردان راه دین
  7. بخش ۱۹ - المقالة سراج وهاج شیخ منصور حلاج قدس سره و شرح شهادت آن بزرگواربود منصور ای عجب شوریده حال
  8. بخش ۲۰ - در مناجات کردن شیخ منصور قدس سره در زندانگفت ای دانندهٔ کون ومکان
همه‌ی وصلت نامه ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.