پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

پندنامه

بخش ۱۳ - در بیان سبب عافیت

عافیت را گر بجویی ای عزیز

می‌توانش یافتن در چار چیز

ایمنی و نعمت اندر خاندان

تندرستی و فراغت بعد از آن

چونکه بانعمت امانی باشدت

عافیت را زان نشانی باشدت

با دل فارغ چو باشی تندرست

دیگر از دنیا نباید هیچ جست

بر میآور تا توانی کام نفس

تا نیفتی ای پسر در دام نفس

زیر پای آور هوای نفس را

کم بدو ده بهرهای نفس را

نفس و شیطان می‌برند از ره ترا

تا بیندازند اندر چه ترا

نفس را سرکوب و دایم خوار دار

تاتوانی دورش از مردار دار

نفس بد را هر که سیرش می‌کند

درگنه کردن دلیرش می‌کند

خلق خود را دور دار از هرمزه

تا نیفتی در وبال و در بزه

ز آب و نان تالب شکم را پر مساز

همچو حیوان بهر خودآ خور مساز

روز کم خور گرچه صایم نیستی

پر مخور آخر بهایم نیستی

ای که در خوابی همه شب تا بروز

بهر گور خود چراغی برفروز

خواب و خور جز پیشهٔ انعام نیست

خفتگان را بهره زین انعام نیست

ای پسر بسیار خواهی خفت خیز

گر خبرداری ز خود بی گفت خیز

دل درین دنیای دون بستن خطاست

دامن از وی گر تو در چینی رواست

از چه بندی دل بدنیای دنی

چون نه جاوید در وی بودنی

ظاهر خود را میارای ای فقیر

تا چو بدری باطنت گردد منیر

طالب هر صورت زیبا مباش

در هوای اطلس و دیبا مباش

از هوا بگذر خدا را بنده باش

زندگی می‌بایدت در ژنده باش

خرقهٔ پشمینه را بر دوش کن

شربتی از نامرادی نوش کن

ای که در بر می‌کشی پشمینه را

پاک سازاز کبر اول سینه را

گر همی خواهی نصیب از آخرت

رو بدر کن جامهای فاخرت

بی‌تکلف باش و آرایش مجوی

ترک راحت گیر و آسایش مجوی

در برت گو کسوت نیکو مباش

زیر پهلو جامه خوابت گو مباش

همچو صوفی در پلاس وصوف باش

با صفتهای خدا موصوف باش

مرد ره را بوریا قالین بود

زانکه خشتش عاقبت بالین بود

ادامه‌ی پندنامه

  1. بخش ۱۵ - در صفت بدبختیچارچیز آثار بدبختی بود
  2. بخش ۱۶ - در صفت ریاضت نفس و ترک دنیاگر همی خواهی که گردی سر بلند
  3. بخش ۱۷ - در صفت مجاهد نفسنفس نتوان گشت الا با سه چیز
  4. بخش ۱۸ - در صفت فقر و صبرفقر خود را پیش کس پیدا مکن
  5. بخش ۱۹ - در بیان تواضع و ترک تکلفسر چه آرایی به دستار ای پسر
  6. بخش ۲۰ - در بیان علامتهای ابلهیچارچیز آمد نشان ابلهی
  7. بخش ۲۱ - در بیان عاقبت اندیشیاز بلا تا رسته گردی ای عزیز
  8. بخش ۲۲ - در بیان چارچیز که صاحب عقل و دانش را ازینها دور باید بودهر که‌را عقل است و دانش ای عزیز
همه‌ی پندنامه ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.