پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

پندنامه

بخش ۱۱ - در بیان چارچیز که اندر خطر بود

چارچیزست ای برادر با خطر

تا توانی باش ازینها بر حذر

قربت سلطان و الفت با بدان

رغبت دنیا و صحبت با زنان

قرب سلطان آتش سوزان بود

با بدان الفت هلاک جان بود

زهر دارد در درون دنیا چو مار

گرچه بینی ظاهرش نقش و نگار

می‌نماید خوب و زیبا در نظر

لیک از زهرش بود جان را خطر

زهر این مار منقش قاتلست

باشد از وی دور هر کو عاقلست

همچو طفلان منگراندرسرخ و زرد

چون زنان مغرور رنگ و بو مگرد

زال دنیا چون عروس آراسته است

هر زمانی شوی دیگر خواسته است

مقبل آن مردی که شد زین جفت طاق

پشت بر وی کرد و دادش سه طلاق

لب به پیش شوی خندان می‌کند

پس هلاک از زخم دندان می‌کند

ادامه‌ی پندنامه

  1. بخش ۱۳ - در بیان سبب عافیتعافیت را گر بجویی ای عزیز
  2. بخش ۱۴ - در تواضع و صحبت درویشانگر ترا عقلست با دانش قرین
  3. بخش ۱۵ - در صفت بدبختیچارچیز آثار بدبختی بود
  4. بخش ۱۶ - در صفت ریاضت نفس و ترک دنیاگر همی خواهی که گردی سر بلند
  5. بخش ۱۷ - در صفت مجاهد نفسنفس نتوان گشت الا با سه چیز
  6. بخش ۱۸ - در صفت فقر و صبرفقر خود را پیش کس پیدا مکن
  7. بخش ۱۹ - در بیان تواضع و ترک تکلفسر چه آرایی به دستار ای پسر
  8. بخش ۲۰ - در بیان علامتهای ابلهیچارچیز آمد نشان ابلهی
همه‌ی پندنامه ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.