پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش هفتم

بخش ۵ - الحكایة و التمثیل

ناگهی بهلول را خشکی بخاست

رفت پیش شاه ازوی دنبه خواست

آزمایش کرد آن شاهش مگر

تا شناسد هیچ باز از یکدیگر

گفت شلغم پاره باید کرد خرد

پاره کرد آن خادمیش و پیش برد

اندکی چون نان و آن شلغم بخورد

بر زمین افکند و مشتی غم بخورد

شاه را گفتا که تا گشتی تو شاه

چربی از دنبه برفت اینجایگاه

بی حلاوت شد طعام از قهر تو

میبباید شد برون از شهر تو

ادامه‌ی بخش هفتم

  1. بخش ۷ - الحكایة و التمثیلرفت سنجر پیش زاهر ناگهی
  2. بخش ۸ - الحكایة و التمثیلیافت پیری یک درم سیم سیاه
  3. بخش ۹ - الحكایة و التمثیلخواجهٔ اکافی آن برهان دین
  4. بخش ۱۰ - الحكایة و التمثیلشاه دین محمود سلطان جهان
  5. بخش ۱۱ - الحكایة و التمثیلرفت یک روزی مگر بهلول مست
همه‌ی بخش هفتم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.