پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش هفتم

بخش ۸ - الحكایة و التمثیل

یافت پیری یک درم سیم سیاه

گفت بر باید گرفت این را ز راه

هرکه او محتاج‌تر خواهد فتاد

این درم اکنون بدو خواهیم داد

کرد بسیاری ز هر سویی نگاه

کس نبُد محتاج‌تر از پادشاه

از قضا آن روز روز بار بود

پادشه در حکم گیر و دار بود

پیر رفت و پیش او بنهاد سیم

شاه شد در خشم و گفتش ای لئیم

چون منی را کی بدین باشد نیاز

گفت ای خسرو مکن قصه دراز

زانکه من بر کس نیفکندم نظر

در همه عالم ز تو محتاج‌تر

هیچ مسجد نی و بازار ای سلیم

کز برای تو نمی‌خواهند سیم

هر زمانت قسمتی دیگر بود

هر دمت چیزی دگر درخور بود

از همه درها گدایی می‌کنی

تا زمانی پادشاهی می‌کنی

با خود آی آخر دلت از سنگ نیست

خود تو را زین نامداری ننگ نیست

ادامه‌ی بخش هفتم

  1. بخش ۱۰ - الحكایة و التمثیلشاه دین محمود سلطان جهان
  2. بخش ۱۱ - الحكایة و التمثیلرفت یک روزی مگر بهلول مست
همه‌ی بخش هفتم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.