پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش پنجم

بخش ۵ - الحكایة و التمثیل

کاملی گفته‌ست آن بیگانه را

کاخر ای خر چند روبی خانه را

چند داری روی خانه پاک تو

خانه چاهی کن برافکن خاک تو

تا چو خاک تیره برگیری ز راه

چشمهٔ روشن برون جوشد ز چاه

آب نزدیکست چندینی متاب

چون فرو بردی دو گز خاک اینت آب

کار باید کرد مرد کار نیست

ورنه تا آب از تو ره بسیار نیست

ای دریغا روبهی شد شیر تو

تشنه میمیری ودریا زیر تو

تشنه ازدریا جدائی میکنی

بر سر گنجی گدائی میکنی

ای عجب چندان ملک در دردورنج

بر سر گنجند و میجویند گنج

تا نیامد جان آدم آشکار

ره ندانستند سوی کردگار

ره پدید آمد چو آدم شد پدید

زو کلید هر دو عالم شد پدید

آنچه حمله عرش میپنداشتند

تا بتوفیق خدا برداشتند

آن دل پر نور آدم بود و بس

زانکه آدم هر دو عالم بود و بس

ادامه‌ی بخش پنجم

  1. بخش ۷ - الحكایة و التمثیلبود اندر مطبخ جم ای عجب
  2. بخش ۸ - الحكایة و التمثیلرفت سوی آسیائی بوسعید
  3. بخش ۹ - الحكایة و التمثیلچون ز لیلی گشت مجنون بی قرار
  4. بخش ۱۰ - الحكایة و التمثیلزین گدائی بر ایاز آشفته شد
همه‌ی بخش پنجم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.