پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش پنجم

بخش ۸ - الحكایة و التمثیل

رفت سوی آسیائی بوسعید

آسیا را دید در گشتن مزید

ساعتی استاد آخر بازگشت

با گروه خویش صاحب راز گشت

گفت هست این آسیا استاد نیک

چشم نامحرم نمیبیند ولیک

زانکه با من گفت این ساعت نهان

کاین زمان صوفی منم اندر جهان

در تصوف گر تو رنجی میبری

من بسم پیر تو در صوفیگری

روز و شب در خود کنم دایم سفر

پای بر جایم ولیکن در گذر

گرچه میجنبم نمیجنبم ز جای

میروم از پا بسر از سر بپای

میستانم بس درشت از هر کسی

میدهم بس نرم و میگردم بسی

گر همه عالم شود زیر و زبر

نیست جز سرگشتگی کارم دگر

لاجرم پیوسته در کار آمدم

کار را همواره هموار آمدم

همچو من شو گر تو هستی مرد کار

ورنه بنشین چون نداری دردکار

کار او پیوسته اندر جان نشست

یک نفس بی کار مینتوان نشست

او چو میداند که کار از بهر اوست

گر برای او بخون گردم نکوست

ادامه‌ی بخش پنجم

  1. بخش ۱۰ - الحكایة و التمثیلزین گدائی بر ایاز آشفته شد
همه‌ی بخش پنجم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.