پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش چهلم

بخش ۲ - الحكایة و التمثیل

رفت شبلی ابتدا پیش جنید

گفت هستم پای تا سر جمله قید

می چنین گویند در هر کشوری

کآشنائی را تو دادی گوهری

یا ببخش و گوهرم همراه کن

یا نه بفروش و مرا آگاه کن

گفت اگر بفروشم این گوهر ترا

چون بها نبود کند مضطر ترا

ور ببخشم چون دهد آسانت دست

قدر نشناسی و گردی خودپرست

لیک همچون من قدم از فرق کن

خویش در بحر ریاضت غرق کن

تا در آن دریا به صبر و انتظار

آیدت آن گوهر آخر با کنار

ادامه‌ی بخش چهلم

  1. بخش ۴ - الحكایة و التمثیلبوعلی طوسی امام قال وحال
  2. بخش ۵ - الحكایة و التمثیلبرفتاد از جان خرقانی نقاب
  3. بخش ۶ - الحكایة و التمثیلحق تعالی عرش را چون بر فراخت
  4. بخش ۷ - در حق خویش گویداین چه شورست از تو درجان ای فرید
  5. بخش ۸ - الحكایة و التمثیلآن یکی بستد ز حیدر ذوالفقار
  6. بخش ۹ - الحكایة و التمثیلحاتم طائی چو از دنیا گسست
  7. بخش ۱۰ - الحكایة و التمثیلگفت اندر پیش افلاطون کسی
  8. بخش ۱۱ - الحكایة و التمثیلخطبهٔ در نعت و توحید خدای
همه‌ی بخش چهلم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.