پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش سی و هشتم

بخش ۳ - الحكایة و التمثیل

بلعمی کو مرد عهد خویش بود

چارصد سالش عبادت بیش بود

کرده بود او چار صد پاره کتاب

جمله در توحید و در رفع حجاب

چارصد روز و شبش در یک سجود

غرقه کرده بود دریای وجود

یک شب از شبها شبی بس سهمگین

روی خود برداشت از خاک زمین

صد دلیل نفی صانع بیش گفت

شمع گردون را خدای خویش گفت

روی خویش آورد سوی آفتاب

سجده کردش صار کلب من کلاب

عقل چون از حد امکان بگذرد

بلعمی گردد زایمان بگذرد

عقل در حد سلامت بایدت

فارغ از مدح و ملامت بایدت

گرتو عقل ساده مییابی ز خویش

از چنان صد عقل دم بریده بیش

گرچه عقلت ساده باشد بی نظام

لیک مقصود تو گرداند تمام

دورتر باشد چنین عقل از خطر

وی عجب مقصود یابد زودتر

ادامه‌ی بخش سی و هشتم

  1. بخش ۵ - الحكایة و التمثیلدر بر دیوانهٔ شد عاقلی
  2. بخش ۶ - الحكایة و التمثیلدر شبی کز میغ شد عالم سیاه
  3. بخش ۷ - الحكایة و التمثیلبود مجنونی همه در دشت گشت
  4. بخش ۸ - الحكایة و التمثیلبر زفان میراند یحیی بن المعاد
  5. بخش ۹ - الحكایة و التمثیلخلق از حجاج بسیاری گریست
  6. بخش ۱۰ - الحكایة و التمثیلبامدادی شد بر سلطان ایاس
همه‌ی بخش سی و هشتم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.