پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش دوم

بخش ۲ - الحكایة ‌و التمثیل

کرد در کشتی یکی گبری نشست

موج برخاست و شد آن کشتی ز دست

سخت میترسید گبر هیچ کس

گفت ای آتش مرا فریاد رس

گفت ملاحش خموش ای ژاژ خای

آتش اینجا کی شناسد سر ز پای

موج چون هم مردکش هم سرکش است

در چنین موجی چه جای آتش است

گر کند اینجایگه آتش قرار

تا زند یک دم برآید زو دمار

گبر گفت ای مرد پس تدبیر چیست

گفت تسلیم است تا تقدیر چیست

چون برآید بحر تقدیرش بجوش

شیر گردد همچو مور آنجا خموش

ادامه‌ی بخش دوم

  1. بخش ۴ - الحكایة ‌و التمثیلبود شاهی را غلامی سیمبر
  2. بخش ۵ - الحكایة ‌و التمثیلداشت آن سلطان که محمودست نام
  3. بخش ۶ - الحكایة ‌و التمثیلگفت روزی شبلی افتاده کار
  4. بخش ۷ - الحكایة ‌و التمثیلسوی آن دیوانه شد مردی عزیز
  5. بخش ۸ - الحكایة ‌و التمثیلبود مجنونی بغایت گرسنه
  6. بخش ۹ - الحكایة ‌و التمثیلخواجه‌ای در شهر ما دیوانه شد
همه‌ی بخش دوم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.