پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش یازدهم

بخش ۳ - الحكایة و التمثیل

وقت غز خلقی بجان درمانده

هر کسی دستی ز جان افشانده

رخت میکردند پنهان هرکسی

پیشوایان گم شده در هر پسی

رفت آن دیوانه بر بام بلند

ژندهٔ را در سر چوبی فکند

چوب گردانید گرد سر بسی

مینیندیشید یک جو از کسی

گفت ای دیوانگی من بینوا

دارم از بر چنین روزی ترا

در چنان روزی که جان را بیم بود

مرد بیدل خسرو اقلیم بود

تو نمیدانی که چون آهو ز سگ

راه زن بگریزد از عریان بتک

تا ترا نقدیست بند جان تست

ور نداری هیچ جمله آن تست

هرچه داری ترک کن یکبارگی

تا برون آئی ازین بیچارگی

ادامه‌ی بخش یازدهم

  1. بخش ۵ - الحكایة و التمثیلمیدوید آن عامی زیر و زبر
  2. بخش ۶ - الحكایة و التمثیلآن یکی دیوانه میشد غرق شور
  3. بخش ۷ - الحكایة و التمثیلمرغکی بانگی زد و لختی بجست
  4. بخش ۸ - الحكایة و التمثیلبوسعید مهنه شیخ محترم
  5. بخش ۹ - الحكایة و التمثیلدر رهی میرفت هارون گرمگاه
  6. بخش ۱۰ - الحكایة و التمثیلعهد پیشین را یکی استاد بود
  7. بخش ۱۱ - الحكایة و التمثیلهست در دریا یکی حیوان گرم
  8. بخش ۱۲ - الحكایة و التمثیلعیسی مریم به غاری رفته بود
همه‌ی بخش یازدهم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.