پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش یازدهم

بخش ۵ - الحكایة و التمثیل

میدوید آن عامی زیر و زبر

تا نماز مرده در یابد مگر

آن یکی دیوانه چون او را بدید

کو در آن تعجیل بیخود میدوید

گفت چیزی سرد میگردد براه

هین بدو تا در رسی آنجایگاه

هستی از مردار دنیا ناصبور

میروی چون مرده میبینی ز دور

میخوری مردار دنیا ماه و سال

وین خود از جوعست برمردان حلال

تا که یک عاقل برآرد یک دمی

جاهلان خوردند در هم عالمی

تا بحکمت لقمهٔ لقمان خورد

در خیانت خائنی صد جان خورد

اهل دنیا چون سگ دیوانه اند

در گزندت زانکه بس بیگانه اند

میخورند از جهل مرداری بناز

میکنند آنگه کفن از مرده باز

ادامه‌ی بخش یازدهم

  1. بخش ۷ - الحكایة و التمثیلمرغکی بانگی زد و لختی بجست
  2. بخش ۸ - الحكایة و التمثیلبوسعید مهنه شیخ محترم
  3. بخش ۹ - الحكایة و التمثیلدر رهی میرفت هارون گرمگاه
  4. بخش ۱۰ - الحكایة و التمثیلعهد پیشین را یکی استاد بود
  5. بخش ۱۱ - الحكایة و التمثیلهست در دریا یکی حیوان گرم
  6. بخش ۱۲ - الحكایة و التمثیلعیسی مریم به غاری رفته بود
همه‌ی بخش یازدهم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.