پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش دهم

بخش ۴ - الحكایة و التمثیل

چون زلیخا شد ز یوسف بی‌قرار

با میان آورد عشقش از کنار

بر زلیخا شد همه عالم سیاه

تا کند یوسف بسوی او نگاه

ذره‌ای یوسف بدو می‌ننگریست

تا زلیخا بر سر او می‌گریست

هر زمان از پیش او برخاستی

خویش از نوع دگر آراستی

جلوه می‌کردی به‌پیش روی او

ننگرستی هیچ یوسف سوی او

چون زلیخا شد به‌جان درمانده

حیلتی بر ساخت آن درمانده

خانه‌ای فرمود بر هر سوی او

کرده صورت جمله نقش روی او

چار دیوارش چو سقف از هر کنار

بود از نقش زلیخا پُر نگار

لایق آن خانه مفرَش ساخت او

هم ز نقش خود منقّش ساخت او

گفت یوسف قبلهٔ روی عزیز

چون نمی‌بیند چه خواهد بود نیز

چون رخم نقد عزیز عالم است

نیل مصر جامعم را شبنم است

چون عزیزم من چنین در چشم خود

برکشم چون مصر نیل از چشم بد

شش جهت در صورت خویش آورم

یوسف صدیق را پیش آورم

تا چو بیند نقش من از خانه او

همچو من از من شود دیوانه او

عاقبت چون حیله ساخت آن دلربای

کرد یوسف را درون خانه جای

یوسف از هر سوی که‌افکندی نظر

نقش آن دلداده دیدی پیش در

شش جهاتش صورت آن روی بود

ای عجب یک صورت از شش سوی بود

یوسف صدیق جان پاک تو

در درون خانهٔ پر خاک تو

چون نگه می‌کرد از هر سوی او

می‌ندید از شش جهت جز روی او

دید در هر ذره‌ای انوار حق

موج می‌زد جزو جزو اسرار حق

لاجرم گر ماهی و گر ماه دید

هر دو عالم نور وجه اللّه دید

ادامه‌ی بخش دهم

  1. بخش ۶ - الحكایة و التمثیلبود مردی از عرب در کار خام
  2. بخش ۷ - الحكایة و التمثیلبر سر منبر امامی رفته بود
  3. بخش ۸ - الحكایة و التمثیلگفت محمود و ایاز سیمبر
  4. بخش ۹ - الحكایة و التمثیلرهبری بودست الحق رهنمای
  5. بخش ۱۰ - حكایتآن یکی دیوانهٔ عالی مقام
  6. بخش ۱۱ - الحكایة و التمثیلگفت هارون عشق مجنون میشنود
  7. بخش ۱۲ - الحكایة و التمثیلسایلی پرسید از آن دانای پاک
  8. بخش ۱۳ - الحكایة و التمثیلداشتی در راه ایاز سیمبر
همه‌ی بخش دهم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.