پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش دهم

بخش ۱۰ - حكایت

آن یکی دیوانهٔ عالی مقام

خضر او را گفت ای مرد تمام

رای آن داری که باشی یار من

گفت با تو برنیاید کار من

زانکه خوردی آب حیوان چندگاه

تا بماند جان تو تا دیرگاه

من برآنم تا بگویم ترک جان

زانکه بی جانان ندارم برگ جان

چون تو اندر حفظ جانی مانده‌ای

من بنو هر روز جان افشانده‌ای

بهتر آن باشد که چون مرغان زدام

دور میباشیم از هم والسلام

ادامه‌ی بخش دهم

  1. بخش ۱۲ - الحكایة و التمثیلسایلی پرسید از آن دانای پاک
  2. بخش ۱۳ - الحكایة و التمثیلداشتی در راه ایاز سیمبر
همه‌ی بخش دهم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.