پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

آغاز کتاب

بخش ۲۵ - الحكایة و التمثیل

گفت شهزادی مگر پیش پدر

خواند یک روزی غلامی را بدر

گفت برخیز ای غلام چست کار

نیم جو زر تره خر پیش من آر

شاه گفت ای مدبر و ای هیچکس

تو خسیسی هیچ ناید از تو خس

شاه را کز نیم جو اندیشه است

گو ترا تره فروشی پیشه است

زین قدر آنرا که آگاهی بود

کی سزاوار شهنشاهی بود

ادامه‌ی آغاز کتاب

  1. بخش ۲۷ - فی الحكایة و التمثیلبود درعهد عمر مردی قوی
  2. بخش ۲۸ - فی الحكایة و التمثیلاصمعی میرفت در راهی سوار
  3. بخش ۲۹ - فی الحكایة و التمثیلگفت سقراط حکیم آن مرد پاک
  4. بخش ۳۰ - فی الحكایة و التمثیلخسروی در کوه شد بهر شکار
  5. بخش ۳۱ - فی الحكایة و التمثیلسائلی در مجمعی بر پای خاست
  6. بخش ۳۲ - آغاز كتابگوش شو از پای تا سر بی حجاب
  7. بخش ۳۳ - الحكایة ‌و التمثیلکرد حیدر را حذیفه این سؤال
  8. بخش ۳۴ - الحكایة ‌و التمثیلپیش ذوالقرنین شد مردی دژم
همه‌ی آغاز کتاب ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.