پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

آغاز کتاب

بخش ۲۹ - فی الحكایة و التمثیل

گفت سقراط حکیم آن مرد پاک

در رهی میشد پیاده دردناک

سائلی گفتش ملوک روزگار

جمله میجویندت و تو بر کنار

معتقد داری بسی اسبی بخواه

تا پیاده رفتنت نبود براه

گفت هم بر پای من بار تنم

به که بار منتی برگردنم

هرچه در عالم طلب دارد یکی

زان بسی بهتر فراغت بیشکی

در سخن گرچه بلاغت باشدم

آن بلاغت در فراغت باشدم

گر شوم سرگشتهٔ هر بی خبر

نه بلاغت ماندم نه شعر تر

گرچه شه را منصب اسکندریست

بنده کردن خویشتن را از خریست

ادامه‌ی آغاز کتاب

  1. بخش ۳۱ - فی الحكایة و التمثیلسائلی در مجمعی بر پای خاست
  2. بخش ۳۲ - آغاز كتابگوش شو از پای تا سر بی حجاب
  3. بخش ۳۳ - الحكایة ‌و التمثیلکرد حیدر را حذیفه این سؤال
  4. بخش ۳۴ - الحكایة ‌و التمثیلپیش ذوالقرنین شد مردی دژم
همه‌ی آغاز کتاب ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.