پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع

  1. شمارهٔ ۱۰شمع آمد و گفت: شخصم آغشته که بود
  2. شمارهٔ ۱۱شمع آمد وگفت: در دلم خون افتاد
  3. شمارهٔ ۱۲شمع آمد و گفت: عزّت من بنگر:
  4. شمارهٔ ۱۳شمع آمد و گفت: در دلم خونم سوخت
  5. شمارهٔ ۱۴شمع آمد و گفت: هر زمان چون قلمم
  6. شمارهٔ ۱۵شمع آمد و گفت:‌چند سرگشته شوم
  7. شمارهٔ ۱۶شمع آمد و گفت: با چنین کار درشت
  8. شمارهٔ ۱۷شمع آمد و گفت: چون منم دشمنِ من
همه‌ی باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.