پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع

  1. شمارهٔ ۱۸شمع آمد و گفتا: منِ مجنون باری
  2. شمارهٔ ۱۹شمع آمد و گفت: چند باشم سرکش
  3. شمارهٔ ۲۰شمع آتش را گفت که طبعی که تر است
  4. شمارهٔ ۲۱شمع آمد و گفت: نیست اینجا جایم
  5. شمارهٔ ۲۲شمع آمد و گفت: من نیم قلب مجاز
  6. شمارهٔ ۲۳شمع آمد وگفت: جاودان افتادن
  7. شمارهٔ ۲۴شمع آمد و گفت: بر تن خویشتنم
  8. شمارهٔ ۲۵شمع آمد و گفت: من نیم عهد شکن
همه‌ی باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.