پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع

  1. شمارهٔ ۶۴شمع آمد و گفت: بر تنِ لاغر خویش
  2. شمارهٔ ۶۵شمع آمد و گفت: هر که مردی بودست
  3. شمارهٔ ۶۶شمع آمد و گفت: دامنی تر داری
  4. شمارهٔ ۶۷شمع آمد و گفت: آمده‌ام  رنگ آمیز
  5. شمارهٔ ۶۸شمع آمد و گفت: زاتش افسر دارم
  6. شمارهٔ ۶۹شمع آمد و گفت: انجمنم باید ساخت
  7. شمارهٔ ۷۰شمع آمد و گفت: پا و سر باید سوخت
  8. شمارهٔ ۷۱شمع آمد و گفت: خویشتن میتابم
همه‌ی باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.