پرش به محتوای اصلی
عطار

عطار

باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق

۵۰ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ خورشید رخت ملک جهان می‌بخشد
  2. شمارهٔ ۲ ای هر نفسی جلوهگری افزونت
  3. شمارهٔ ۳ از بس که شکر فشاند عشق تونخست
  4. شمارهٔ ۴ گاهی به سخن قوت روانم بخشی
  5. شمارهٔ ۵ ای خوش دلی هر دو جهانم غم تو
  6. شمارهٔ ۶ در هر چیزی که بود دل بستگیم
  7. شمارهٔ ۷ یک ذرّه ز عشق تو به صحرا آمد
  8. شمارهٔ ۸ در هر چیزی ترا جمالی دگرست
  9. شمارهٔ ۹ سرگشتهٔ توست نُه فلک، می‌دانی‌؟
  10. شمارهٔ ۱۰ ای یاد تو آب زندگانی جان را
  11. شمارهٔ ۱۱ با جان چه کنم که عشق تو جانم بس
  12. شمارهٔ ۱۲ چون روی تو مینبینم ای شمع طراز
  13. شمارهٔ ۱۳ هر شب که نیاوری شبیخون غمت
  14. شمارهٔ ۱۴ من عاشق روی تو ز دیری گاهم
  15. شمارهٔ ۱۵ درد تو که در دلم به جای جان بود
  16. شمارهٔ ۱۶ گر ماه نه زیر میغ میداشتیی
  17. شمارهٔ ۱۷ رنج تو به صد گنج مسلم ندهم
  18. شمارهٔ ۱۸ پیوسته به جان و تن ترا خواهم خواست
  19. شمارهٔ ۱۹ ای بس که دلم بر در تو خون بگریست
  20. شمارهٔ ۲۰ دلها که به جمع آرزوی تو کنند
  21. شمارهٔ ۲۱ جانم، ز میان جان، وفای تو کند
  22. شمارهٔ ۲۲ چندان که دلم سوی تو بشتابد باز
  23. شمارهٔ ۲۳ دیرست که سودای تو در سر دارم
  24. شمارهٔ ۲۴ ای قاعدهٔ عشق تو جان افزایی
  25. شمارهٔ ۲۵ در عشق تو جان قویم میباید
  26. شمارهٔ ۲۶ گه جان مرا غرق ملاهی میدار
  27. شمارهٔ ۲۷ از بس که شدم ز عشق تو دور اندیش
  28. شمارهٔ ۲۸ کو هیچ رهی که پیش آن سدّی نیست
  29. شمارهٔ ۲۹ از خود برهان مرا که بس ممتحنم
  30. شمارهٔ ۳۰ عشقت ز ابد تا به ازل میبینم
  31. شمارهٔ ۳۱ در عشق تو اسبِ جان بسر خواهم تاخت
  32. شمارهٔ ۳۲ گه در عشقت بی سر و پا میسوزیم
  33. شمارهٔ ۳۳ افتان خیزان در ره تو میپوییم
  34. شمارهٔ ۳۴ بی روی تو چشم بر چه خواهم انداخت
  35. شمارهٔ ۳۵ دوش آمد و گفت اگر دل ما داری
  36. شمارهٔ ۳۶ ای بی سر و بن گشته جهانی از تو
  37. شمارهٔ ۳۷ گه پیش تو چون قلم به سر می‌آییم
  38. شمارهٔ ۳۸ جانا ز غم عشق تو سرگردانم
  39. شمارهٔ ۳۹ در درد خودم چو چرخ سرگردان کن
  40. شمارهٔ ۴۰ سر با تو ببازم، کلِه من اینست
  41. شمارهٔ ۴۱ در راه تو، دل واقعهٔ مشکل خواست
  42. شمارهٔ ۴۲ هم بی دو جهان تویی و هم در دو جهان
  43. شمارهٔ ۴۳ هر روز مرا با تو حسابی دگرست
  44. شمارهٔ ۴۴ جانا! جانم ز قعر دریای حضور
  45. شمارهٔ ۴۵ سر در سر سودای تو خواهم کردن
  46. شمارهٔ ۴۶ گر من نه چنین عاشق و شوریدهامی
  47. شمارهٔ ۴۷ تاکی باشم بستهٔ هستی بی تو
  48. شمارهٔ ۴۸ دل را ز غمت بی سر و پا میدارم
  49. شمارهٔ ۴۹ هرگه که میخوری خروشی بزنی
  50. شمارهٔ ۵۰ جانا! همه راه، بر زبانم بودی

متن اشعار به نقل از گنجور.