پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بیان وادی طلب

بیان وادی طلب

چون فرو آیی به وادی طلب

پیشت آید هر زمانی صدتعب

صد بلا در هر نفس اینجا بود

طوطی گردون، مگس اینجا بود

جد و جهد اینجات باید سال‌ها

زآن که اینجا قلب گردد حال‌ها

ملک اینجا بایدت انداختن

ملک اینجا بایدت در باختن

در میان خونت باید آمدن

وز همه بیرونت باید آمدن

چون نماند هیچ معلومت به دست

دل بباید پاک کرد از هرچه هست

چون دل تو پاک گردد از صفات

تافتن گیرد ز حضرت نور ذات

چون شود آن نور بر دل آشکار

در دل تو یک طلب گردد هزار

چون شود در راه او آتش پدید

ور شود صد وادی ناخوش پدید

خویش را از شوق او دیوانه‌وار

بر سر آتش زند پروانه‌وار

سر طلب گردد ز مشتاقی خویش

جرعه‌ای می، خواهد از ساقی خویش

جرعه‌ای ز آن باده چون نوشش شود

هر دو عالم کل فراموشش شود

غرقهٔ دریا بماند خشک لب

سر جانان می‌کند از جان طلب

ز آرزوی آن که سربشناسد او

ز اژدهای جان ستان نهراسد او

کفر و ایمان گر به هم پیش آیدش

درپذیرد تا دری بگشایدش

چون درش بگشاد، چه کفر و چه دین

زانک نبود زان سوی در آن و این

ادامه‌ی بیان وادی طلب

  1. حکایت شبلی که گاه مردن زنار بسته بودوقت مردن بود شبلی بی‌قرار
  2. حکایت مجنون که خاک می‌بیخت تا لیلی را بیابددید مجنون را عزیزی دردناک
  3. گفتار یوسف همدان دربارهٔ صبریوسف همدان، امام روزگار
  4. گفتگوی شیخ ابوسعید مهنه با پیری روشن‌ضمیر دربارهٔ صبرشیخ مهنه بود در قبضی عظیم
  5. حکایت محمود و مردی خاک‌بیزیک شبی محمود می‌شد بی‌سپاه
  6. حکایت مردی که گشایش میخواست و جواب رابعه به اوبی‌خودی می‌گفت در پیش خدای
همه‌ی بیان وادی طلب ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.