پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

سی‌مرغ در پیشگاه سیمرغ

پاسخ پروانه به پرندگان که او را از سوختن منع می‌کردند

جملهٔ پرندگان روزگار

قصهٔ پروانه کردند آشکار

جمله با پروانه گفتند ای ضعیف

تا به کی در بازی این جان شریف

چون نخواهد بود از شمعت وصال

جان مده بر جهل، تا کی زین محال

زین سخن پروانه شد مست و خراب

داد حالی آن سلیمان را جواب

گفت اینم بس که من بی‌دل مدام

گر درو نرسم درو برسم تمام

چون همه در عشق او مرد آمدند

پای تا سر غرقهٔ درد آمدند

گرچه استغنی برون ز اندازه بود

لطف او را نیز رویی تازه بود

حاجب لطف آمد و در برگشاد

هر نفس صد پردهٔ دیگر گشاد

شد جهان بی او حجابی آشکار

پس ز نور النور در پیوست کار

جمله را در مسند قربت نشاند

بر سریر عزت و هیبت نشاند

رقعهٔ بنهاد پیش آن همه

گفت بر خوانید تا پایان همه

رقعهٔ آن قوم از راه مثال

می‌شود معلوم این شوریده حال

ادامه‌ی سی‌مرغ در پیشگاه سیمرغ

  1. سخن عاشقی که بر خاکستر حلاج نشستگفت چون در آتش افروخته
  2. ...پادشاهی بود عالم زان او
همه‌ی سی‌مرغ در پیشگاه سیمرغ ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.