پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

سی‌مرغ در پیشگاه سیمرغ

گفتهٔ مجنون که دشنام لیلی را بر آفرین همهٔ عالم ترجیح میداد

گفت مجنون گر همه روی زمین

هر زمان بر من کنندی آفرین

من نخواهم آفرین هیچ کس

مدح من دشنام لیلی باد و بس

خوشتراز صد مدح یک دشنام او

بهتر از ملک دو عالم نام او

مذهب خود با توگفتم ای عزیز

گر بود خواری چه خواهد بود نیز

گفت برق عزت آید آشکار

پس برآرد از همه جانها دمار

چون بسوزد جان به صد زاری چه سود

آنگهی از عزت و خواری چه سود

بازگفتند آن گروه سوخته

جان ما و آتش افروخته

کی شود پروانه از آتش نفور

زانک او را هست در آتش حضور

گرچه ما را دست ندهد وصل یار

سوختن ما را دهد دست، اینت کار

گر رسیدن سوی آن دلخواه نیست

پاک پرسیدن جز اینجا راه نیست

ادامه‌ی سی‌مرغ در پیشگاه سیمرغ

  1. حکایت خطی که برادران یوسف هنگام فروش او دادندیوسفی کانجم سپندش سوختند
  2. سخن عاشقی که بر خاکستر حلاج نشستگفت چون در آتش افروخته
  3. ...پادشاهی بود عالم زان او
همه‌ی سی‌مرغ در پیشگاه سیمرغ ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.