پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

دفتر دوم

بخش ۲۸ - در سؤال نمودن از ابلیس که چرا سجده به آدم نکردی؟

یکی پرسید از ابلیس ناگاه

که چونی این زمان با لعنت شاه

که شاهت میکند لعنت دمادم

چرا سجده نکردی بهر آدم

ترا آن سجده میبایست کردن

بر جانان همی تسلیم کردن

نهادن تا ترا رحمت فزودی

در این سر نی ترا لعنت نمودی

کنون در لعنتی تو بازمانده

از آن قربت تو بی اغراض مانده

کنون در لعنتی افتاده مسکین

ضعیف و ناتوان و خوار و مسکین

کنون در لعنتی در حضرت دوست

شدی بیرون زمغز و مانده در پوست

کنون در لعنتی بیچاره مانده

از آن حضرت بکل آواره مانده

کنون از لعنتی افتاده تو خوار

بزیر پای مردم همچو نشخوار

کنون در لعنتی و ناتوانی

که ره در سوی آن حضرت ندانی

کنون در لعنتی اندر جدائی

نداری هیچ با او آشنائی

کنون در لعنتی در دار دنیا

که آخر دوزخی در سوی عقبی

کنون در لعنتی و رانده بر خویش

نمیدیدی تو این سر را خود از پیش

کنون در لعنتی و ره ندانی

بمانده خوار و رسوای جهانی

کنون در لعنتی تا در قیامت

چه خواهی یافت در روز ندامت

چرا سجده نکردی اندر آن دم

که گشتی این زمان رسوای عالم

چرا سجده نکردی آدم اینجا

که دمدم یافتی لعنت در اینجا

چرا سجده نکردی در عیان تو

که رسوا ماندهٔ اندر جهان تو

چرا سجده نکردی تا شدی خوار

نبردی آن زمان فرمان جبّار

که تا این دم تو طوق لعنت یار

در این لعنت کنون افتادهٔ زار

چه سرّ بُد تا که آن سجده نکردی؟

که تا این دم تو در اندوه و دردی

چه سرّ بد ای عزازیلم در این راز

که تا من همچو تو تا دریابم این باز

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۳۰ - سؤال نمودن ازمنصور که ابلیس در عین تلبیس است و جواب دادن منصور آن شخص رایکی پرسید از منصور کابلیس
  2. بخش ۳۱ - پرسش از بایزید بسطامی که حق را کجا توان دیدیکی از بایزید این باز پرسید
  3. بخش ۳۲ - پرسش از بایزید بسطامی که حق را کجا توان دید (ادامه)خدا کن بود او در بود خود باز
  4. بخش ۳۳ - پرسش از بایزید بسطامی که حق را کجا توان دید (ادامه)زهی اسرار کاینجاگاه پنهانست
  5. بخش ۳۴ - درخبردادن صاحب اسرار فرمایدیکی گفته‌ست از پیران اسرار
  6. بخش ۳۵ - در خبر دادن سلطان العارفین بایزید فرمایدچنین گفته‌ست اینجا بایزید او
  7. بخش ۳۶ - در اصل ذات فرمایدکنون عطّار گفتی جوهر ذات
  8. بخش ۳۷ - در سؤال کردن صاحب اسرار فرمایدیکی پرسید از آن صاحب اسرار
همه‌ی دفتر دوم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.