پرش به محتوای اصلی
عطار

عطار

دفتر دوم

۴۷ شعر

فهرست اشعار

  1. بخش ۱ - بسم اللّه الرحمن الرحیم تعالی اللّه از این دیدار پرنور
  2. بخش ۲ - سؤال کردن شخصی از منصور در سرّ آدم (ع) و جواب دادن او کسی پرسید ازمنصور این راز
  3. بخش ۳ - هم در صفات دل گوید و خطاب بنده حق را عزّ و جل دلا تا چند دُرهای معانی
  4. بخش ۴ - در صفت جان و دل دیدن محبوب گوید بسوز ای دل اگر تو سوختستی
  5. بخش ۵ - در صفات پرده در افتادن فرماید در آن ساعت که این پرده برافتد
  6. بخش ۶ - در صفات عناصر فرماید در این عنصر عیانست و نظر کن
  7. بخش ۷ - قصّه منصور و عیان او بهر نوع فرماید چنان گم دید خود در دید اول
  8. بخش ۸ - در صفات دل و دیدن اعیان و راز گفتن فرماید چنان مستغرقی کاینجان و جانان
  9. بخش ۹ - بود این آن زمان از خویش پنهان نه اصل خون ز حیوان و نباتست
  10. بخش ۱۰ - در عین ذات وصفات وقدرت و قوّت اسرار الهی فرماید تعالی اللّه از دیدار ذاتم
  11. بخش ۱۱ - در عیان دیدن جانان فرماید منم در بود تو بودم تو بنگر
  12. بخش ۱۲ - در آگاهی دادن دل در عین منزل و او از آن عاشق بودن فرماید الا تا چند در منزل شتابی
  13. بخش ۱۳ - در نشانی دادن جوهر حقیقت فرماید حقیقت جوهری اندر تو پیداست
  14. بخش ۱۴ - در صفت دنیا فرماید دلا چون آخر کارست در خاک
  15. بخش ۱۵ - در صفات آیینۀ دل و کشف اسرار حقیقت در نمود صور فرماید از این آیینه بتوانی تو دیدن
  16. بخش ۱۶ - در شرح دادن خورشید وحدت در حجاب صورت فرماید عجائب هم خودِ خورشید تابانست
  17. بخش ۱۷ - در صفات جزو و کل بهر نوع بر اسرار حقیقت فرماید وجودت در صفات نور گردانست
  18. بخش ۱۸ - در حکایت مجنون و اسرار او فرماید یکی پرسید از مجنون یکی روز
  19. بخش ۱۹ - در عین ذات و حقیقت صفات و کاف و نون فرماید ز اصل کاف و نون گشتی تو پیدا
  20. بخش ۲۰ - هم در عیان و بیچونی ذات و تحقیق صفات گوید تو بیچون آمدی این راز بشنو
  21. بخش ۲۱ - تمامی اشیا از یک نور واحدند از آن نور است بیشک تابش ماه
  22. بخش ۲۲ - تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه) وصال شاه می‌جویند جمله
  23. بخش ۲۳ - تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه) کسانی کین بهشت جاودانی
  24. بخش ۲۴ - تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه) از آن حضرت زمستان را نظر کن
  25. بخش ۲۵ - تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه) دلا خورشید جان میبین دمادم
  26. بخش ۲۶ - تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه) در این پرگار گردانم عجائب
  27. بخش ۲۷ - تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه) اگر سجده کنی مانند عطّار
  28. بخش ۲۸ - در سؤال نمودن از ابلیس که چرا سجده به آدم نکردی؟ یکی پرسید از ابلیس ناگاه
  29. بخش ۲۹ - جواب دادن ابلیس آن شخص سؤال کننده را جوابش داد آن دم پیر رهبر
  30. بخش ۳۰ - سؤال نمودن ازمنصور که ابلیس در عین تلبیس است و جواب دادن منصور آن شخص را یکی پرسید از منصور کابلیس
  31. بخش ۳۱ - پرسش از بایزید بسطامی که حق را کجا توان دید یکی از بایزید این باز پرسید
  32. بخش ۳۲ - پرسش از بایزید بسطامی که حق را کجا توان دید (ادامه) خدا کن بود او در بود خود باز
  33. بخش ۳۳ - پرسش از بایزید بسطامی که حق را کجا توان دید (ادامه) زهی اسرار کاینجاگاه پنهانست
  34. بخش ۳۴ - درخبردادن صاحب اسرار فرماید یکی گفته‌ست از پیران اسرار
  35. بخش ۳۵ - در خبر دادن سلطان العارفین بایزید فرماید چنین گفته‌ست اینجا بایزید او
  36. بخش ۳۶ - در اصل ذات فرماید کنون عطّار گفتی جوهر ذات
  37. بخش ۳۷ - در سؤال کردن صاحب اسرار فرماید یکی پرسید از آن صاحب اسرار
  38. بخش ۳۸ - در اسرار خطاب با جان و وصل دیدار فرماید الّا ای جان کنون دیدار دیدی
  39. بخش ۳۹ - حکایت ابلیس و اسرار وی در حضرت مصطفی علیه السّلام یکی روزی بر احمد شد ابلیس
  40. بخش ۴۰ - سؤال کردن صاحب راز از شیخ عطّار قدّس سرّه سؤالی کرد از من صاحب راز
  41. بخش ۴۱ - سؤال کردن مرید از پیر در حقایق فرماید یکی کرد است از پیر حقیقت
  42. بخش ۴۲ - در صفات جام عشق فرماید بده جامی از آن جام سرانجام
  43. بخش ۴۳ - در صفت حال خود و شرح کتاب فرماید نمودی واصل کون و مکانی
  44. بخش ۴۴ - در صفات جان و دل گوید تعالی اللّه که بیمثل و صفاتند
  45. بخش ۴۵ - در سؤال کردن در صفات مرگ و حیات یافتن آنجا فرماید یکی پرسید از آن دانای اسرار
  46. بخش ۴۶ - حکایت در وقت پیر گوید شبی در صحبت پیری بدم شاد
  47. بخش ۴۷ - سؤال کردن در علم تفسیر فرماید رحمةاللّه ز دانائی یکی پرسید کای پیر

متن اشعار به نقل از گنجور.