پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

دفتر اول

بخش ۶۴ - در بلای عشق کشیدن و لقای دوست دیدن فرماید

بلای عشق قربت برکشیدم

که تادر عاقبت رویت بدیدم

بلای عشق قربت دارم و دل

بماندستم چو مرغ نیم بسمل

بلای عشق قربت در نهادم

نهادی و من اینجا داد دادم

بلای عشق و قربت میکشم من

درون آتشم با تو خوشم من

بلای عشق قربت دیدهام من

بلای تو زجان بگزیدهام من

بلای عشق و قربت یافتم من

در اینجا گاه دولت یافتم من

بلای عشق و قربت در وجودم

خود اینجا من عیان بود بودم

بلای عشق قربت گشت پیدا

مرا اینجا بکلّی کرد یکتا

بلای عشق قربت جمله مردان

کشیدند و بدیدند جان جانان

بلای عشق قربت یار باشد

پس انگه دیدن دلدار باشد

بلای عشق قربت یافت آدم

شد از جنّت برون تا عین آندم

بلای عشق قربت در دل او یافت

بسوی لامکان آنگاه بشتافت

بلای قرب خوش هم عشق خوشتر

یکایک نزد عاشق هست خوشتر

بلای دوست کش تادوست بینی

حقیقت مغز جانت پوست بینی

بلای قرب جانان خوش بلائیست

اگر پوشد کسی او را عطائی است

بلاکش تا لقا آید پدیدار

بده جان تا خدا آید پدیدار

بلاکش ای ندیده هیچ اینجا

بمانده چو مغاری پیچ اینجا

گره داری نهادت اینچنین است

ولکین جانت اینجا پیش بین است

تو جان را رهنما کن تا بدانی

عیانت را خدا کن تا بدانی

خدا از خود ببین و خود مبین تو

که تا گردی بکل عین الیقین تو

خدا امروز با تست وندیدی

عیان امروز اندر دید دیدی

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۶۶ - در پردههای اسرار نی فرمایدچه میگوئی همی گوید که بشتاب
  2. بخش ۶۷ - در اسرارِ نفس مردم و نمود عشق بهر نوع فرمایدنفس با من همی گوید نهانی
  3. بخش ۶۸ - سؤال کردن امیرالمؤمنین و امام المتّقین اسداللّه الغالب علی ابن ابی طالب علیه السّلام و جواب دادن نی در اسرارها فرمایدز من پرسید حیدر کیستی تو
  4. بخش ۶۹ - در مکر کردن شیطان آدم را در خوردن گندم و ناپدید شدن شیطان و گندم خوردن حضرت آدم علیه السّلام و الصلاة فرمایداز آن تلبیس چون شیطان نهان شد
  5. بخش ۷۰ - در عریانی و بی روئی آدم علیه السّلام گوید و ملامت کردن حضرت جبرئیل علیه السلام مر او را در خوردن گندم فرمایدبحالی جبرئیل آمد ز داور
  6. بخش ۷۱ - در عتاب کردن حضرت آفریدگار عزّ شأنه با آدم در گندم خوردن و عاجز شدن آدم در گناه و مقرّ شدن و توبه کردن فرمایدندا آمد زحضرت ناگهانی
  7. بخش ۷۲ - نداکردن حضرت آفریدگار عزّ شأنه با آدم علیه السّلام که چون عجز آوردی از عقوبت تو درگذشتم و امّا از بهشت بیرون روپس آنگه حق تعالی گفت آدم
  8. بخش ۷۳ - در بیرون کردن جبرئیل علیه السلام حضرت آدم صفی را از بهشت ونصیحت کردن جبرئیل اورا فرمایدکنون جبریل بیرون بر تو آدم
همه‌ی دفتر اول ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.