پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

دفتر اول

بخش ۶۷ - در اسرارِ نفس مردم و نمود عشق بهر نوع فرماید

نفس با من همی گوید نهانی

که چون افتاد آدم را عیانی

نفس با من همی گوید که چون بود

که شیطانش بگندم رهنمون بود

نفس با من همی گوید همی باز

که چون بُد در عیان انجام و آغاز

نفس با من همی گوید یقینش

که چون بُد اوّلین و آخرینش

نفس با من همی گوید عیانی

که من بنواختم لیکن تو دانی

نفس با من همی گوید یقین دوست

که ایندم در دمِ من از دم اوست

چو دم اندر دمت اینجا دمیدم

یقین بر کام دل اینجا رسیدم

از آن دم دمدمم آدم نماید

دل عشّاق کلّی میرباید

دل عشاق پردرد است از یار

نمیگنجد در این دم هیچ اغیار

دل آن دم کآمدم از چاه بر جاه

نمودم سرّ خود با حیدر آنگاه

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۶۹ - در مکر کردن شیطان آدم را در خوردن گندم و ناپدید شدن شیطان و گندم خوردن حضرت آدم علیه السّلام و الصلاة فرمایداز آن تلبیس چون شیطان نهان شد
  2. بخش ۷۰ - در عریانی و بی روئی آدم علیه السّلام گوید و ملامت کردن حضرت جبرئیل علیه السلام مر او را در خوردن گندم فرمایدبحالی جبرئیل آمد ز داور
  3. بخش ۷۱ - در عتاب کردن حضرت آفریدگار عزّ شأنه با آدم در گندم خوردن و عاجز شدن آدم در گناه و مقرّ شدن و توبه کردن فرمایدندا آمد زحضرت ناگهانی
  4. بخش ۷۲ - نداکردن حضرت آفریدگار عزّ شأنه با آدم علیه السّلام که چون عجز آوردی از عقوبت تو درگذشتم و امّا از بهشت بیرون روپس آنگه حق تعالی گفت آدم
  5. بخش ۷۳ - در بیرون کردن جبرئیل علیه السلام حضرت آدم صفی را از بهشت ونصیحت کردن جبرئیل اورا فرمایدکنون جبریل بیرون بر تو آدم
  6. بخش ۷۴ - در تجلی جلال و ناپدید شدن اشیاء فرمایدجلال من فنای جاودانیست
  7. بخش ۷۵ - دروحدت صرف و یکتائی ذات و صفات فرمایدمنم اللّه ودرعین کمالم
  8. بخش ۷۶ - در سؤال کردن کسی از منصور حلّاج در سرّ دوستی حق تعالی و جواب گفتن او با تمام فرمایدیکی پرسید ازمنصور حلّاج
همه‌ی دفتر اول ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.