پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش دوم

المقالة الثانیة

پسر گفتش گر این شهوت نباشد

میان شوی و زن خلوة نباشد

نباشد خلق عالم را دوامی

نماند در همه گیتی نظامی

اگر این حکمت و ترکیب نبود

بساط ملک را ترتیب نبود

یکی باید هزار و یک تن آراست

که تا یک لقمه بنهی در دهان راست

بحکمت کارفرمایان این راه

ز ماهی کار می‌رانند تا ماه

زمین از کف فلک تابد ز دودی

که گر چیزی نبایستی نبودی

اگر شهوة نبودی در میانه

نه تو بودی و نه من در زمانه

تو شهوة می براندازی ز مردان

دلم را سر این معلوم گردان

ادامه‌ی بخش دوم

  1. (۱) حکایت آن زن که بر شهزاده عاشق شدشهی را سیمبر شهزاده‌ای بود
  2. (۲) حکایت علوی وعالم ومخنّث که در روم اسیر شدندیکی علوی یکی عالم یکی حیز
  3. (۳) حکایت سلیمان داود علیهما السلام با مور عاشقسلیمان با چنان کاری و باری
  4. (۴) حکایت امیرالمؤمنین علی کرم الله وجهه بامورعلی می‌رفت روزی گرمگاهی
  5. (۵) حکایت نوشروان عادل با پیر بازیارفرس می‌راند نوشروان چو تیری
  6. (۶) حکایت خواجۀ جندی با سگیکی از خواجهٔ جُندی بپرسید
  7. (۷) حکایت معشوق طوسی با سگ و مرد سوارمگر معشوق طوسی گرمگاهی
  8. (۸) مناظرۀ شیخ ابوسعید با صوفی و سگیکی صوفی گذر می‌کرد ناگاه
همه‌ی بخش دوم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.