پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۳

برخاست شوری در جهان از زلف شورانگیز تو

بس خون که از دلها بریخت آن غمزهٔ خون‌ریز تو

ای زلفت از نیرنگ و فن کرده مرا بی خویشتن

شد خون چشمم چشمه زن از چشم رنگ آمیز تو

در راه تو از سرکشان نی یاد مانده نی نشان

چون کس نماند اندر جهان تا کی بود خون‌ریز تو

شد بی تو ای شمع چگل دیوانگی بر من سجل

از حد گذشت ای جان و دل درد من و پرهیز تو

آنها که مردان رهند از شوق تو جان می‌دهند

شیران همه گردن نهند از بیم دست آویز تو

از شوق روی چون مهت گردن کشان درگهت

چون مرغ بسمل در رهت مست از خط نوخیز تو

بی روی تو ای دل گسل درماندهٔ پایی به گل

عطار شد شوریده دل از چشم شورانگیز تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۵ای دل و جان کاملان، گم شده در کمال تو
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۶ای غذای جان مستم نام تو
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۷ای جگر گوشهٔ جانم غم تو
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۸ای غنچه غلام خندهٔ تو
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۹آنچه با من می‌کند سودای تو
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۰ای دلم مستغرق سودای تو
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۱ای دل مبتلای من شیفتهٔ هوای تو
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۲چون نیست کسی مرا به جای تو
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.