پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۵

ای دل و جان کاملان، گم شده در کمال تو

عقل همه مقربان، بی خبر از وصال تو

جمله تویی به خود نگر جمله ببین که دایما

هجده هزار عالم است آینهٔ جمال تو

تا دل طالبانت را از تو دلالتی بود

هرچه که هست در جهان هست همه مثال تو

جملهٔ اهل دیده را از تو زبان ز کار شد

نیست مجال نکته‌ای در صفت کمال تو

چرخ رونده قرن‌ها بی سر و پای در رهت

پشت خمیده می‌رود در غم گوشمال تو

تا ابدش نشان و نام از دو جهان بریده شد

هر که دمی جلاب خورد از قدح جلال تو

مانده‌اند دور دور اهل دو کون از رهت

زانکه وجود گم کند خلق در اتصال تو

خشک شدیم بر زمین پرده ز روی برفکن

تا لب خشک عاشقان تر شود از زلال تو

گرچه فرید در جهان هست فصیح‌تر کسی

رد مکنش که در سخن هست زبانش لال تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۷ای جگر گوشهٔ جانم غم تو
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۸ای غنچه غلام خندهٔ تو
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۹آنچه با من می‌کند سودای تو
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۰ای دلم مستغرق سودای تو
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۱ای دل مبتلای من شیفتهٔ هوای تو
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۲چون نیست کسی مرا به جای تو
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۳ای سیه گر سپید کاری تو
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۴گر چنین سنگدل بمانی تو
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.