پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بی‏سرنامه

بخش ۳

بعد از این جوهر ندیدم از صفا

من نوشتم سر بی سر نامه را

سر بی سر نامه را کردم عیان

این زمان جویم نخواهد شد روان

محو شد اجزای کل من ز هم

فارغم از خوف و شادی و ز غم

گنج پنهانم درین جسم آمدم

سرواعلانم درین اسم آمدم

من وجود خویش را فانی کنم

در لقای حق به حق باقی کنم

من به اسرار آورم این جسم را

پس به گفتار آورم این رسم را

تا بداند عاشقان سوخته

اسم اعظم گشت در دین دوخته

من برای جمله عالم آمدم

لاجرم در نفس آدم آمدم

من برای راه عشاق آمدم

لاجرم در عشق مشتاق آمدم

جسم خود را در ره حق باختم

سر معنی را به جان بشناختم

اولین وآخرین من بوده‌ام

طاهرین و باطنین من بوده‌ام

من خدایم من خدایم من خدا

فارغم از کبر وکینه وز هوا

سر بی سرنامه را پیدا کنم

عاشقان را در جهان شیدا کنم

ادامه‌ی بی‏سرنامه

  1. بخش ۵بود شیخی گفت ما را رو به چین
  2. بخش ۶این سخن را از ره مردی شنو
  3. بخش ۷گفتم ای دارندهٔ کون و مکان
همه‌ی بی‏سرنامه ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.