پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بیان الارشاد

بخش ۲۶ - در بیان مواظبت بریاضت و چهار اربعین و کیفیت آن

مربّی باید ای جان اندر این راه

که او باشد ز سر کار آگاه

تن اندر راه دین باید در آورد

چهارت اربعین باید سر آورد

ترا در اربعینت پیر باید

که هر خواب ترا تعبیر باید

طبیب معنی آمد پیر این کار

بدین دعوی مکن انکار زنهار

طبیب حاذقت باید براندیش

تو معلولی هزاران علتی پیش

اگر بی پیر باشد اربعینت

بود شیطان در او یار و معینت

تو ربانی ز شیطانی ندانی

درین معنی فرو مانی بمانی

هوائی را خدائی خوانی آنگاه

فرو بندند بر تو یکسر آن راه

اگر باهستی و همدست کردی

به زیر پای شیطان پست گردی

بمانی در خیالات هوائی

بعمر اندر نیابی زو روائی

علاجت بعد ازاین دیگر نشاید

که غول مستیت از ره رباید

مجو از پیر خود زنهار دوری

تو میکن دایماً با او صبوری

بمعنی حاضر درگاه او باش

مدام اندر پناه جاه او باش

بصورت گر شوی از پیر خود دور

بمعنی زو مشو یک لحظه مهجور

بمعنی چون شوی همراه و حاضر

بود پیوسته پیرت در تو ناظر

چو غایب صورتی حاضر صفت باش

که تا بیرون شوی از صف اوباش

بمعنی چونکه غایب گشتی ای یار

برون رفتی یقین از جمع احرار

بصورت حاضر وغایب بمعنی

همه زرق است و تلبیس است و دعوی

بزرق و حیلت ودعوی و تلبیس

نگردد از تو راضی جز که ابلیس

بمعنی حاضر وغایب بصورت

اگر وقتی تو کردی از ضرورت

ندارد غیبت صورت زیانی

چو معنی نیست غایب یک زمانی

نمی‌گویم که صورت معتبر نیست

که کار صورت ای جان مختصر نیست

ولی چون تابع معنی است ای یار

بکسب معنی خود می‌کند کار

نباشد این چنین کار همه کس

خبرداران معنی را بود بس

ادامه‌ی بیان الارشاد

  1. بخش ۲۸ - در بیان اربعین ثانیپس آنگه ساز و ترتیب سفر کن
  2. بخش ۲۹ - در اربعین ثالث فرمایدسیم را چونکه خواهی کرد آغاز
  3. بخش ۳۰ - در بیان دستور اربعین رابعچو کردی اربعین دیگر آغاز
  4. بخش ۳۱ - در بیان سماع و کیفیت آنسماع اصلی بزرگست اندرین ره
  5. بخش ۳۲ - در بیان شاهد بازی و اینکه شاهد بازی که را مسلم باشدز سر بیرون کن انکار ای برادر
  6. بخش ۳۳ - در بیان اولیائی که تحصیل علم کرده باشند و اولیائی که امی باشندگروهی علم ظاهر را بخوانند
  7. بخش ۳۴ - در شرح کشف اولیاءسه کشف است اندرین ره تا بدانی
  8. بخش ۳۵ - در مناجات و ختم کتاب فرمایدخداوندا چو توفیقم فزودی
همه‌ی بیان الارشاد ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.