پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بیان الارشاد

بخش ۱۶ - در بیان ریاضت فرماید

یکی دلقی و دو نان و سجاده

چو دانا گوشهٔ عزلت فتاده

بترک جمله بایداکردی یار

ارادت را نشاید جز که اینکار

بدان ای طالب راه سعادت

که آمد اصل کارت با سه عادت

نخستین آنکه اندک خوار گردی

اگر پرخور شوی پر خوار گردی

دوم کم گوی تا گردی سلامت

که پرگوئی بسی دارد ملامت

سیم کم خسب تا کاهل نگردی

که از کاهل نیاید هیچ مردی

تو دایم این سه عادت را نگهدار

سعادت بر تو بگشاید همه کار

که تا یابی در این ره اجتهادی

همی کن دائماً با خود جهادی

بجد و جهد و سعی و طاقت خویش

خورش از خود بگیر ای مرد درویش

خورش چون از وجودت پاک باشد

خورنده رهرو و چالاک باشد

خورش در راه تو اصل تمام است

ز خوردن کار هرکس بانظام است

خورش را اصل راه کار دین دان

خللها ازخورش آمد یقین دان

هران تن کو بشبهت پرورش کرد

هر آن آفت کزو آید خورش کرد

که تا یابی تو ذوقی از طریقت

شود مکشوف بر جانت حقیقت

ز تقوی جامهٔ ایمان خود دوز

که تا عریان نمانی اندرین روز

چو با شرع تو تقوی یار نبود

بنزد خاصگانت بار نبود

اگر خواهی که باشی رهرو تیز

ز پیش مال و جاه خویش برخیز

چو اندر بند مال و قید جاهی

نیابی هیچ مقصودی که خواهی

سر موئی مشو خارج از آداب

که تا بیدار گردد بختت ازخواب

ادامه‌ی بیان الارشاد

  1. بخش ۱۸ - در بیان نصیحت و نگاهداشت صحبتز عهد خویش داد خویش بستان
  2. بخش ۱۹ - در تحقیق صحبت فرمایدبپای عشق باید رفتن این راه
  3. بخش ۲۰ - در تحقیق مقامات اهل سلوکمراد رهروان در فعل و طاعات
  4. بخش ۲۱ - در بیان اقسام اهل ایماننخستین عام وانگه خاص باشد
  5. بخش ۲۲ - در بیان نیستی و «موتواقبل ان تموتوا»چو در بند خودی افتاد بنده
  6. بخش ۲۳ - در تحقیق و بیان ارواح خاص الخاصدر آن شب خواجهٔ ما شد بمعراج
  7. بخش ۲۴ - در توحید و در بیان آنکه باب توبه نبندد که موجب ختم ولایت نباشدخداوند جهان دانای اکبر
  8. بخش ۲۵ - در بیان قوتهای معنیکند تقریر اهل این معانی
همه‌ی بیان الارشاد ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.