پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش هفتم

بخش ۳ - الحکایه و التمثیل

اسیری را به صد درد و ندامت

به دوزخ می‌برند اندر قیامت

زند انگشت و دیده برکنَد زود

به خواری دیده بر خاک افکند زود

چنین گوید که از دیده چه مقصود

نخواهم دیده بی دیدار معبود

اگر دیدار معبودم نباشد

ز دیده هیچ مقصودم نباشد

چو مقصودم نخواهد گشت حاصل

نه دیده خواهم و نه جان و نه دل

حجابت گر از آن حضرت بهشت است

ندارم زَهره تا گویم که زشت است

بهشتی را بخود گر باز خوانی

نیندیشی که از حق بازمانی

چه می‌گویم کسی کز ماهرویی

شود از ناتوانی همچو مویی

به یک جو زر کند صدگونه کردار

بهشتی چون بنستاند زهی کار

ولیکن این سخن با مرد راه است

نه با دیوانه و دیوان سیاه است

ادامه‌ی بخش هفتم

  1. بخش ۵ - الحکایه و التمثیلیکی پشه شکایت کرد از باد
  2. بخش ۶ - الحکایه و التمثیلچنین گفت آن جوانمرد پگه‌خیز
  3. بخش ۷ - الحکایه و التمثیلیکی کناس بیرون جست از کار
  4. بخش ۸ - الحکایه و التمثیلعزیزی بد که تا شد شصت ساله
  5. بخش ۹ - الحکایه و التمثیلبدان خربنده گفت آن پیر دانا
  6. بخش ۱۰ - الحکایه و التمثیلکری بر ره بخفت از خرده‌دانی
  7. بخش ۱۱ - الحکایه و التمثیلشنودم حال بوالفشِّ چغانی
همه‌ی بخش هفتم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.