پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش هفتم

بخش ۵ - الحکایه و التمثیل

یکی پشه شکایت کرد از باد

به نزدیک سلیمان شد به فریاد

که ناگه باد تندم در زمانی

بیندازد جهانی تا جهانی

به عدلت باز خر این نیم جان را

وگرنه بر تو بفروشم جهان را

سلیمان پشه را نزدیک بنشاند

پس آنگه باد را نزدیک خود خواند

چو آمد باد از دوری به تعجیل

گریزان شد ازو پشه بصد میل

سلیمان گفت نیست از باد بیداد

ولیکن پشه می‌نتواند استاد

چو بادی می‌رسد او می‌گریزد

چگونه پشه با صرصر ستیزد

اگر امروز دادی نیم خرما

برستی هم ز دوزخ هم ز گرما

وگر یکبار آوردی شهادت

حلالت شد بهشت با سعادت

وگر چیزی ورای این دو جویی

شبت خوش باد بیهوده چه گویی

طلب مردود آمد راه مسدود

چو مقصودی نمی‌بینم چه مقصود

وگر تو گرم رو مردی درین کار

برو تا پینه بر کفشت زند یار

اگر صد قرن می‌گردی چو گویی

نمی‌دانم که خواهی یافت بویی

به پنداری ببردی روزگارت

تو این را کیستی با این چه کارت

ادامه‌ی بخش هفتم

  1. بخش ۷ - الحکایه و التمثیلیکی کناس بیرون جست از کار
  2. بخش ۸ - الحکایه و التمثیلعزیزی بد که تا شد شصت ساله
  3. بخش ۹ - الحکایه و التمثیلبدان خربنده گفت آن پیر دانا
  4. بخش ۱۰ - الحکایه و التمثیلکری بر ره بخفت از خرده‌دانی
  5. بخش ۱۱ - الحکایه و التمثیلشنودم حال بوالفشِّ چغانی
همه‌ی بخش هفتم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.