پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش نوزدهم

بخش ۲ - الحکایه و التمثیل

درآمد آن فقیر از خانقاهی

نهاده بر سر از ژنده کلاهی

یکی گفتش بطیبت ای خردمند

کلاه ار می‌فروشی قیمتش چند

جواب این بود آن درویش دین را

بکل کون نفروشم من این را

بسی خلقم خریدار کلاه‌اند

بکل کون از من می بخواهند

بنفروشم که دانم بهتر ارزد

که یک نخ زو دو گیتی گوهر ارزد

چه دانی تو که من در سر چه دارم

چو من خود بی سرم افسر چه دارم

دلا بیدار شو گر هست دردیت

که ناوردند بهر خواب و خوردیت

گرفتم جملهٔ عالم بخوردی

ندانی جستن از مردن بمردی

ترا تا کی ز تو ای آفت خویش

تویی آفت تو هم برخیز از پیش

بگو تا کی ز بی شرمی و شوخی

چه سنگین دل کسی، گویی کلوخی

بکن هرچت همی باید کژ و راست

اگر این را نخواهد بود واخواست

اگر چون خاک ره زر خواهدت بود

ز خاک راه بستر خواهدت بود

ترا چرخ فلک در چرخه انداخت

که بر یک جو زرت صد نرخه انداخت

ادامه‌ی بخش نوزدهم

  1. بخش ۴ - الحکایه و التمثیلسؤالی کرد آن دیوانه شه را
  2. بخش ۵ - الحکایه و التمثیلیکی پرسید از آن شوریده ایام
  3. بخش ۶ - الحکایه و التمثیلبرِ دیوانه‌ای بی‌دل شد آن شاه
  4. بخش ۷ - الحکایه و التمثیلشبی خفت آن گدایی در تنوری
  5. بخش ۸ - الحکایه و التمثیلبگوش خود شنودستم ز هر کس
  6. بخش ۹ - الحکایه و التمثیلشنودم من که موشی تیز دیده
  7. بخش ۱۰ - الحکایه و التمثیلبه راهی بود چاهی بس خجسته
  8. بخش ۱۱ - الحکایه و التمثیلمگر آن گربه در بریانی آویخت
همه‌ی بخش نوزدهم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.